ندا فقط ۱۲ ساله بود و دانشآموزی در کابل، وقتی والدینش او را به عقد یک خویشاوند دور درآوردند؛ مردی که هرگز او را ندیده بود.
خانواده ندا فقیر بودند، اما خانواده شوهرش وضع مالی بهتری داشتند. ندا باور دارد که «پول و بیسوادی مادرش» سرنوشت او را رقم زد. او به خانه شوهر جدیدش، مرد ۲۰ سالهای در منطقه دورافتادۀ دَرواز در شمال شرق افغانستان برده شد؛ جایی که کودکیاش ناگهان پایان یافت.
او به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «حتی پریود هم نشده بودم. هیچ تصوری از زندگی زناشویی یا رابطه جنسی نداشتم» و «والدینم حتی از من نپرسیدند که آیا میخواهم ازدواج کنم یا نه.»
ندا که بهدلیل حفط حریم خصوصی، نامش تغییر کرده، گفت که خانواده شوهرش انتظار داشتند تمام کارهای خانه را انجام دهد و اگر نمیتوانست خانه را به سلیقه خانواده شوهر تمیز کند یا غذا بپزد، شوهرش او را کتک میزد؛ «به هر شکلی که قابل تصور بود، مورد آزار قرار گرفتم».
سه سال بعد، پدرش در ماجرا دخالت کرد. با کمک او، ندا درخواست طلاق داد که این فرآیند از طریق دادگاه شرعی دو سال طول کشید.
اگرچه ازدواج کودکان همیشه در افغانستان رایج بوده، اما گروههای حقوق بشری میگویند این پدیده از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ شدت گرفته است.
در ۱۴ مه، طالبان قانون جدیدی در مورد طلاق صادر کردند که برای نخستینبار به طور ضمنی ازدواج کودکان در این کشور را مجاز دانست.
این حکم با عنوان «جدایی قضایی زوجین» شرایط طلاق در دادگاهها را مشخص میکند.
ماده پنجم این حکم میگوید: «پس از رسیدن به بلوغ، فرد نابالغ حق فسخ ازدواج را دارد» و به ازدواجهایی اشاره دارد که توسط خویشاوندان ترتیب داده شدهاند. تا آن زمان، دختر هیچ حقی برای درخواست طلاق ندارد. قانون همچنین بیان میکند که اگر دختری پس از رسیدن به بلوغ به طور رسمی با ازدواجش مخالفت نکند، سکوت او به عنوان رضایت تفسیر میشود.
طبق نظر کارشناسان پزشکی، محدوده سنی معمول برای شروع بلوغ در دختران بین هشت تا ۱۳ سالگی است. علمای اسلامی تفسیرهای متفاوتی از بلوغ دارند؛ برخی مکاتب فکری آن را ۱۵ یا ۱۸ سالگی میدانند، در حالی که چندین متن کلاسیک پیشنهاد میکنند که ۹ سالگی کمترین سنی است که دختری میتواند بالغ محسوب شود.
مأموریت سازمان ملل در افغانستان (یوناما) این حکم را «گامی دیگر در روند تصعیف حقوق زنان و دختران افغان» نامید و آن را محکوم کرد. یوناما در بیانیهای گفت: «با اختصاص فصلی درباره جدایی برای دخترانی که به بلوغ رسیدهاند و ازدواج کردهاند، این حکم بهطور ضمنی تأیید میکند که ازدواج کودکان مجاز است.»
این حکم در شرایطی صادر شده که در افغانستان مردان میتوانند با گفتن ساده کلمه «طلاق» جدایی را اعلام کنند.
قانون مقابل واقعیت
قانون طالبان میگوید دختری که با مردی ازدواج کرده که «با او با مهربانی رفتار نکرده یا به رفتارهای بد شهرت دارد»، پس از رسیدن به بلوغ حق درخواست ابطال ازدواج از طریق دادگاه را دارد. اما اگر شوهرش از طلاق دادن او خودداری کند و دختر نتواند شاهدی برای اثبات ادعایش بیاورد، قانون به دادگاه دستور میدهد که حرف شوهر را بپذیرد.
مقامات طالبان به درخواست رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی در این زمینه برای اظهارنظر پاسخی ندادند. فعالان حقوق بشر و بسیاری از زنان افغان که ازدواج زودرس را تجربه کردهاند میگویند هرچند قوانین مبتنی بر شریعت افغانستان، روی کاغذ به زنان اجازه درخواست طلاق میدهند، اما در عمل این فرآیند کند و پرهزینه است و ماهها یا حتی سالها طول میکشد.
ضمن اینکه در افغانستان بسیار محافظهکار و فقیر، برای یک دختر خردسال، تقریباً غیرممکن است که به دادگاه برود و افرادی را متقاعد کند تا علیه شوهرش شهادت دهند.
در این کشور، طلاق یک تابوی اجتماعی است و اغلب بدنامی مادامالعمر برای زن مطلقه و خانوادهاش به همراه دارد.
طالبان آموزش دختران را فراتر از کلاس ششم ممنوع کرده و محدودیتهای گستردهای بر زندگی زنان اعمال کردهاند؛ از جمله محدودیت در کار، سفر و دسترسی به فضاهای عمومی.
عامل اصلی فقر است
والدین اغلب فقر، بدهی و ناامنی را دلیل تصمیم خود برای ازدواج دادن دختران کمسنشان عنوان میکنند.
یک ساکن شهرستان زندهجان ولایت هرات که به شرط ناشناس ماندن با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی صحبت میکرد، گفت پس از ازدواج دادن دختر ۱۵ سالهاش در سال ۲۰۲۵، شبها با «نگرانی و پشیمانی» دست و پنجه نرم میکند.
با این حال این مرد برای توجیه «تصمیم سخت» خود گفت که این «تنها راه نجات» دختر و خانوادهاش از آنچه فشارهای اجتماعی و مالی رو به افزایش توصیف کرد، بوده است.
برای ثنا، که اکنون ۳۸ ساله است، این حکم جدید خاطرات کودکی را زنده کرد که به گفته او از او دزدیده شد.او گفت در ۱۳ سالگی، پس از از دست دادن هر دو والدینش و وقتی برادر بزرگترش قیم قانونی او شد، مجبور به ازدواج شد.
ثنا که دختر دیگری است که به شرط معرفی با نام دیگری به جز نام اصلیاش، به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفتگو کرد، افزود: «باید از شهر خودم بلخ به روستای شوهرم در ولایت سمنگان نقل مکان میکردم، جایی که مجبور بودم کارهای خانه را انجام دهم و از دامها مراقبت کنم.»
تابوی اجتماعی
ثنا و ندا، دو زنی که هر دو «کودکعروس» بودند، به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفتند که ازدواجهای زودرسشان حتی مدتها پس از پایان، بر تمام جنبههای زندگیشان تأثیر گذاشته است.
ثنا گفت چندین بار سقط جنین داشته است. او آرزوی درس خواندن داشت اما هرگز اجازهاش را به او ندادند. در عوض، مخفیانه با خواندن کتابهای درسی پسرعموهایش، درس میخواند. در ۱۸ سالگی، یکی از عموهایش به او کمک کرد تا درخواست طلاق بدهد. یک سال بعد طلاقش صادر شد. اما او پس از جدایی، به برنامه آموزشی نظامی زنان پیوست و بعداً وارد ارتش افغانستان شد.
اما بدنامی اجتماعی او را رها نکرد. ثنا میگوید: «در نگاه جامعه، من یک زن مطلقه بودم که در ارتش خدمت میکردم. این یعنی زنی با اخلاقیات سست.»
ثنا با گزینههای محدودی که داشت، اوایل سال ۲۰۲۱ دوباره ازدواج کرد؛ این بار به عنوان همسر دوم مردی مسنتر. شش ماه بعد، دولت سقوط کرد. او شغلش را از دست داد و کاملاً وابسته به شوهر جدیدش شد؛ مردی که به گفته او حتی برای درمان پزشکی هم اجازه خروج از خانه به او نمیدهد و اغلب او را به خاطر طلاق قبلیاش مسخره میکند.
ندا نیز پس از گرفتن طلاق به مدرسه بازگشت، تحصیلش را تمام کرد و کار پیدا کرد. او آرزوی تشکیل خانوادهای برای خودش را داشت، اما میگوید «بیشتر مردان افغان نمیخواهند با یک زن مطلقه ازدواج کنند.»
او با مردی بیکار که چندین سال از خودش بزرگتر بود ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد. اما به گفته ندا، این زوج «هیچ نقطه مشترکی نداشتند» و این ازدواج نیز به طلاق ختم شد.
ندا که اکنون به عنوان پناهنده در پاکستان زندگی میکند، با فرزندانش همراه است و برای تأمین مخارج به عنوان نظافتچی کار میکند. او گفت: «شروع زندگیام وحشتناک بود و هرگز نتوانستم آن را درست کنم.»
ثنا هم به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «قبل از طالبان، حداقل زنان میتوانستند کار کنند و تا حدی آزادی داشتند. اما حالا آن پنجره بسته شده. فقط تاریکی مانده است.»