انور قرقاش، مشاور رئیس امارات متحده عربی در امور خارجی، میگوید دور دیگر درگیری میان ایران، آمریکا و اسرائیل «فاجعهبار» خواهد بود.
آقای قرقاش که یکم خرداپ در نشست امنیتی گلوبسک در پراگ حضور داشت، در گفتوگوی اختصاصی با گلناز اسفندیاری از رادیو فردا گفت که کشورش از یک راهحل سیاسی حمایت میکند، اما در صورت بروز دور دیگری از درگیریها از خود دفاع خواهد کرد.
او همچنین گفت جنگ کنونی نفوذ آمریکا در خلیج فارس را پررنگتر خواهد کرد.
- رادیو فردا: آیا امارات از مذاکرات با ایران برای پایان دادن به جنگ حمایت میکند یا ترجیح میدهد آمریکا و اسرائیل فشار نظامی بیشتری بر ایران وارد کنند و همانطور که برخی میگویند «کار را تمام کنند»؟
انور قرقاش: نه، ما بهوضوح تلاش زیادی کردیم تا از وقوع جنگ جلوگیری کنیم، زیرا روابط ما با ایران در حدود ۴۰ سال گذشته همواره رابطهای پیچیده بوده است. ما همسایه هستیم؛ تجارت، سرمایهگذاری و پیوندهای زیادی با یکدیگر داریم. موضع ما این است که حل این مسئله باید از طریق سیاسی باشد. راهحلهای نظامی، همانطور که امروز دیدهایم، پیچیدگیهای بسیاری به همراه دارند.
ما همچنان از یک راهحل سیاسی حمایت میکنیم، اما این نباید بهانهای برای درگیریهای آینده باشد. مسئله تنگه هرمز روابط را پیچیدهتر میکند، بهویژه در مورد دسترسی آزاد برای تجارت و انرژی جهانی.
- پس در واقع، همهچیز به جزئیات بستگی دارد.
بله، جزئیات بسیار مهم هستند، اما ما همچنان نمیخواهیم شاهد تشدید نظامی باشیم، چراکه میدانیم تشدید درگیریها در منطقه همیشه به بنبست منجر میشود و آن بنبست مشکلات بیشتری ایجاد میکند.
همچنین باید در نظر داشته باشیم که منطقه نیازمند ترمیم فراوان است. بهطور مشخص، امارات هدف ۳ هزار و ۳۰۰ موشک قرار گرفته است...
- ... که حتی بیشتر از حملات ایران به اسرائیل بود.
بله، بیشتر از اسرائیل، و ما همچنان در حال رهگیری پهپادهای زیادی هستیم، بنابراین شمار نهایی از سه هزار فراتر خواهد رفت. کار زیادی برای ترمیم روابط باقی مانده و پلهایی که خراب شده، باید دوباره بازسازی شوند.
- به مسئله ترمیم روابط برخواهیم گشت، ولی فعلاً میخواهم روی مذاکرات تمرکز کنیم. همانطور که میدانید، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، دیروز گفت نشانههای مثبتی وجود دارد، اما افزود که نمیخواهد بیش از حد خوشبین باشد. آیا فکر میکنید این مذاکرات که اکنون با میانجیگری پاکستان در جریان است، میتواند به توافق برسد یا احتمالاً شاهد دور دیگری از درگیری خواهیم بود؟
این مذاکرات باید به توافق برسد؛ نه آمریکا، نه ایران و نه امارات خواهان ازسرگیری خصومتها نیستند. یکی از نگرانیهای من این است که مذاکرهکنندگان ایرانی همواره بیش از حد، توان و اهرمهای خود را بزرگ تصور کردهاند و این میتواند مشکلساز شود.
ما در سطح منطقهای و جهانی درباره برنامه هستهای ایران، بهویژه موضوع غنیسازی، نگرانی داریم. در حال حاضر ایران همچنین میخواهد نحوه استفاده از تنگه هرمز را تغییر دهد، که بر مسیرهای تحت حاکمیت قوانین بینالمللی تأثیر میگذارد.
نگرانی ما این است که این مسئله در هر درگیری آینده به ابزاری نظامی تبدیل شود. ما خواهان موفقیت این مذاکرات هستیم، اما این مذاکرات باید ریشه مشکلات را حل کنند، نه اینکه صرفاً یک مُسکن موقت باشند.
- شما خودتان گفتهاید که صرفاً آتشبس کافی نیست و منطقه به یک چارچوب امنیتی گستردهتر نیاز دارد. این چارچوب در عمل چه شکلی خواهد داشت؟
آتشبس کافی نیست، زیرا نمیتواند فقط یک راهحل ظاهری و موقت برای ما در خلیج (فارس) باشد. ما به یک واکاوی عمیق نیاز داریم تا دورهای از ثبات تضمین شود. یک پیمان یا ساختار منطقهای منطقی است، زیرا ایران، عراق و کشورهای خلیج (فارس) تاریخ، جغرافیا و پهنه آبی مشترک دارند. با این حال، اکنون از چنین هدفی دورتر شدهایم، زیرا اعتماد بر اثر حملات ایران به خلیج (فارس) تضعیف شده است.
این جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران است؛ کشورهای خلیج (فارس) بخشی از آن نبودند و تضمین داده بودند که امنیت و حاکمیت خود را علیه ایران به کار نخواهند گرفت. راهبرد ایران برای کشاندن کل منطقه به یک درگیری گستردهتر شاید از نظر تاکتیکی برای فرماندهانش جذاب به نظر میرسید، اما از نظر راهبردی مشکلات بلندمدتی در زمینه اعتماد به جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
- آیا مسیری میبینید که کشورهای حاشیه خلیج فارس و امارات بتوانند اعتماد به جمهوری اسلامی را بازسازی کنند؟
فکر میکنم در حال حاضر این یک مسیر بسیار بلندمدت و بعید است. اما من میان «روابط» و «اعتماد» تفاوت قائل میشوم. من مسیری برای بازسازی روابط میبینم. ما روابط دیپلماتیک را قطع نکردیم، زیرا آموختهایم که باید حداقل تماسها و کانالهای ارتباطی حفظ شوند.
روابط در حوزه تجارت، انرژی یا گارد ساحلی باید بازگردند، زیرا اینها مسائل عملی هستند. اما اعتماد از بین رفته و بازسازی آن زمان زیادی خواهد برد.
از نظر تاریخی، ایران تمایلی به مذاکره دربارهٔ این مسائل با همسایگان خلیجی خود نداشته و خود را یک «قدرت هژمون منطقهای» همسطح ایالات متحده میبیند. این دیدگاه دیگر متعلق به گذشته است. در حالی که اقتصاد ایران افول کرده، کشورهای خلیج (فارس) بسیار موفق عمل کردهاند. ایران از نظر وسعت و قدرت نظامی بازیگر مهمی در منطقه است، اما از نظر اقتصادی با رشد کشورهای خلیج (فارس) عقب مانده است.
- چه اقداماتی باید برای بازسازی اعتماد انجام شود؟
اول از همه باید به یک راهحل سیاسی برسیم. ایران باید این پیام را واضح از ما بشنود؛ اینکه ما خواهان تشدید تنش یا درگیری نیستیم اما از خود دفاع خواهیم کرد. یک راهحل سیاسی باید نگرانیهای اصلی همهٔ طرفها را در نظر بگیرد. پس از آن، مسیر طولانی ترمیم آغاز میشود؛ بازسازی روابط و اقدامات اعتمادساز برای اطمینان از اینکه ایران علیه ما رفتار خصمانه نخواهد داشت.
تلاشهای قبلی ما برای ایجاد رابطهای کارآمد با همسایهٔ شمالیمان فرو پاشیده است. ما از یک توافق سیاسی در روزهای آینده حمایت میکنیم تا «ورق را برگردانیم»، اما این توافق نباید بذر بیثباتی آینده را بکارد.
- این درگیری چه تاثیری بر نفوذ منطقهای ایران خواهد داشت؟
این درگیری نفوذ منطقهای ایران را تضعیف خواهد کرد. ایران از سوی تمام همسایگان جنوبیاش بهعنوان یک تهدید دیده خواهد شد و هزینههای دفاعی منطقه در پاسخ به همین تهدید تنظیم میشود. نفوذ آمریکا در خلیج (فارس) پررنگتر خواهد شد. ایران همچنین مسیر طولانیای برای بازسازی زیرساختها، اقتصاد و ارز خود در پیش دارد.
من نگران تلاش برای بازسازی «سهگانهٔ دفاعی» یعنی شبهنظامیان در عراق، یمن و دیگر نقاط هستم. سیاست «دفاع پیشرو» [عمق استراتژیک] شکست خورده و درگیری را به قلب ایران کشانده است. ایران باید مانند ترکیه یا مصر بهعنوان یک قدرت منطقهای مسئول عمل کند؛ کشورهایی که شبهنظامیان عظیمی برای استفاده بهعنوان خط اول دفاع ایجاد نمیکنند.
- آیا این جنگ باعث نزدیکتر شدن اسرائیل و امارات شد؟
ما با اسرائیل رابطهای رسمی و علنی داریم و سفارتخانهها برقرار هستند. اسرائیلیها در دفاع ما در برابر موشکها و پهپادهای ایرانی بسیار یاریگر بودهاند؛ این یک واقعیت است.
حملات ایران به خلیج (فارس) باعث شده امنیت خلیج (فارس) بیش از پیش از مفهوم «امنیت عربی» جدا شود. اکنون تمرکز امنیت خلیج (فارس) بیشتر بر ایران است تا اسرائیل.
از نظر راهبردی، استراتژی ایران برای حمله به خلیج (فارس) شکست خورد و فرصتهای بیشتری برای اسرائیل در خلیج (فارس) ایجاد کرد، چه از طریق کانالهای سیاسی و چه در زمینه خریدهای دفاعی.
- به نظر شما پیامدهای بلندمدت این جنگ چه خواهد بود؟
چشمانداز راهبردی بسیار دشوارتری در پیش خواهد بود. همهچیز بستگی به درسهایی دارد که حکومت ایران میآموزد؛ اینکه مسیر درگیری دائمی را انتخاب کند یا بر مسائل داخلی تمرکز کند. یک درس روشن برای کشورهای خلیج (فارس) این است که ما با یک خطر فوری روبهرو هستیم، نه یک تهدید فرضی، و باید آماده باشیم.
هزینههای دفاعی افزایش خواهد یافت و رابطه با ایالات متحده عمیقتر و طبیعیتر میشود. همچنین زیرساختهای لجستیکیای بازسازی خواهیم کرد که وابسته به تنگه هرمز نباشند تا وابستگی به مناطق حساس کاهش یابد.
- فرض کنیم توافقی حاصل نشود و آمریکا و اسرائیل دوباره به ایران حمله کنند. آیا نگران هستید که شاهد یک جنگ منطقهای باشیم؟ گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه عربستان سعودی و امارات نیز در جریان جنگ به ایران حمله کردند.
موضع ما روشن است: ما اقدام خصمانه انجام نخواهیم داد اما از خود دفاع خواهیم کرد.
دور دوم جنگ فاجعهبار خواهد بود، زیرا ایران در موقعیت بسیار ضعیفی قرار دارد. نه آمریکا و نه امارات چنین مسیری را نمیخواهند. همهچیز بستگی به انعطافپذیری مذاکرهکنندهٔ ایرانی دارد؛ کسی که در طول تاریخ فرصتهای زیادی را از دست داده تا قدرت تاکتیکی نشان دهد، در حالی که کشور بهای سنگینی پرداخته است.
- سؤال آخر من این است که گزارشهایی دریافت کردهایم مبنی بر اینکه ایرانیان با محدودیتهای اقامت، ویزا و مسائل و مشکلات دیگری در امارات مواجه شدهاند. چرا شهروندان ایرانی هدف قرار می گیرند؟ حتماً میدانید که بسیاری از ایرانیان مخالف این حکومت هستند و نقشی در سیاستهای جمهوری اسلامی ندارند.
حدود ۱۰۰ هزار ایرانی در امارات زندگی میکنند و ما هرگز دربارهٔ گرایش سیاسی آنها سؤال نکردهایم. برخی اقدامات ضروری هستند، زیرا ما در شرایط جنگی قرار داریم. به برخی از ساکنانی که خارج از کشور بودند اجازه بازگشت داده نشد، اما ما هر پرونده را بهصورت جداگانه بررسی میکنیم. به اکثریت مردم درباره وضعیت اقامت و معیشتشان اطمینان داده شده است.
ما اقداماتی علیه برخی نهادهایی که مستقیماً با دولت ایران مرتبط هستند اتخاذ کردهایم، نه علیه بخش خصوصی. این اقدامات تأسفبرانگیز اما در شرایط جنگی حداقلی هستند.
جامعهٔ ایرانی در امارات بسیار سازنده بوده است. ما از مردم نمیپرسیم طرفدار چه کسی هستند؛ همین موضوع باعث میشود افراد در امارات احساس آرامش و امنیت برای کار و زندگی داشته باشند.