وقتی تصاویر چهلوهفتمین سالگرد انقلاب بهمن ۵۷ در سراسر جهان منتشر شد، دل حسین امانت فرو ریخت. پسزمینهٔ باشکوه موشکها و پهپادهایی که در مراسم تهران به نمایش گذاشته شدند، برج آزادی بود؛ بنایی که این معمار ایرانیتبار بیش از نیم قرن پیش آن را طراحی کرده بود.
امانت دربارهٔ مصادره شدن محبوبترین اثرش توسط حکومتی که زمانی نام او را در فهرست اعدام گذاشته بود، به رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی میگوید: «خیلی متأسفم. آنها آنقدر خائن هستند که از هر چیزی استفاده میکنند تا برای خودشان مشروعیت بتراشند.»
حسین امانت وقتی در سال ۱۳۴۵ برندهٔ مسابقهای شد تا یادمانی برای تهران طراحی کند، ۲۴ ساله بود. این سازه که ابتدا «برج شهیاد» (یادبود شاه) نام داشت، یک بنای ۴۵ متری بود که قرار بود بهموقع برای جشنهای باشکوهی که محمدرضا پهلوی برای جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی تدارک دیده بود، تکمیل شود.
امروزه این بنا به شکل وسیعی نمادینترین نمونهٔ معماری مدرن ایران شناخته میشود و بهعنوان یک میانبُر بصری برای تهران عمل میکند؛ مشابه نقشی که برج ایفل برای پاریس دارد.
با همهٔ این اصاف، حسین امانت میگوید تا وقتی در سال ۱۳۵۰ پروژهٔ نهایی را به چشم خود ندید، متوجه اهمیت آن نشد.
او که اکنون ۸۳ ساله است، به یاد میآورد: «با یکی از دوستانم در زیرزمین [برج] کار میکردم. یکی آمد و گفت: “داربستها را برداشتهاند. میخواهید نگاهی به آن بیندازید؟”»
امانت در گفتوگوی تلفنی با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «وقتی زیر آن بنا راه رفتم، تمام بدنم لرزید... معمولاً میدانم چه چیزی طراحی میکنم، اما وقتی زیر آن طاق رفتم و به بالا نگاه کردم واقعاً مبهوت شدم».
او افزود: نتیجهٔ کار فراتر از انتظار خودش بود. وقتی شاه در مهر ۱۳۵۰ برج را افتتاح کرد، این معمار جوان دور از چشم مهمانان خارجی که در این مراسم شرکت کرده بودند ایستاد و نظارهگر بود؛ مهمانانی چون هیروهیتو، امپراتور ژاپن، و ایملدا مارکوس، بانوی اول فیلیپین.
به گفتهٔ امانت، شاه متوجه او شد و این برایش غیرمنتظره بود: «وقتی به من نزدیک شد، رو به همه پادشاهانی که آنجا بودند، بهویژه [امپراتور اتیوپی] هایلهسلاسی، کرد و گفت: “این جوان این بنا را ساخته است”، و سرشار از غرور بود».
پس از انقلاب بهمن ۵۷، مجسمههای شاه در سراسر کشور پایین کشیده شدند و آرامگاه پدرش بهدنبال عملیاتی گسترده از میان برده شد. برج شهیاد هدفی بدیهی برای رفتاری مشابه به نظر میرسید، اما پایدار ماند و نامش به «برج آزادی» تغییر یافت.
امانت معتقد است که دو دلیل باعث شد برج تخریب نشود، هرچند برخی در حکومت جدید خواهان از میان بردن آن بودند.
او گفت: «فکر میکنم بهخاطر توجهی که به این بنا وجود داشت، نمیتوانستند برخلاف خواست مردم عمل کنند». علاوه بر این، امانت اشاره کرد که تخریب سازهٔ مرمر و بتن «سخت است؛ باید مقدار زیادی مهمات استفاده میکردند».
حسین امانت هنگام وقوع انقلاب، خارج از ایران بود و در سال ۱۹۸۰ ساکن کانادا شد. او اکنون مدیر یک شرکت موفق معماری در ونکوور است و در سراسر جهان ساختمان طراحی میکند. با این حال، همواره پیگیر نحوهٔ برخورد با برج شهیاد بوده است.
او گفت: «از سر ناآگاهی خسارتهای زیادی زدهاند». این آسیبها شامل کندن بیدلیل بخشی از سنگفرشهای پای این طاق توسط کارگران بوده است. لایهٔ عایق زیر سنگها از بین رفت و در نتیجه، آب باران به موزه زیر برج نشت کرد.
از سوی دیگر، بنایی که امروز نام «آزادی» را یدک میکشد، پر از دوربین است. امانت میگویند: «اگر بخواهند کابل بکشند، غالباً برای دوربینهای امنیتی و جاسوسی خودشان از مردم، پیچ و مهرهها را در بتن بیرونی فرو میکنند؛ بتنی که با دقت بسیار ریخته شده است».
این معمار گفت زیباییشناسی برج آزادی تا حدود زیادی الهام گرفته شده از معماری باستانی ایران است، از جمله مسجد وکیل در شیراز.
در دههٔ ۱۳۴۰، الهام گرفتن طراحان جوان ایرانی از میراث بومی امری نسبتاً نادر بود، چون بسیاری بیشتر به غرب چشم داشتند. امانت میگوید این برج «بهنوعی این ایده را میدهد که با گذشتهای بسیار ژرف پیوند دارد. اما بهخاطر شکل آن که رو به آسمان بالا میرود، به آینده هم میاندیشد».
برج آزادی یکی از نقاط اصلی تجمع معترضان در اعتراضات سال ۱۳۸۸ بود که بهدنبال انتخابات مناقشهبرانگیز ریاستجمهوری در خرداد آن سال، سراسر ایران را فرا گرفت.
امروز نیز همان حکومتی که پس از انقلاب ۱۳۵۷ امانت، از پیروان آیین بهائی که تحت آزار قرار گرفتهاند، را وادار به زندگی در تبعید کرد، همچنان سایهاش را روی کار او انداخته است.
امانت اکنون در حال کار روی ساخت زیارتگاهی برای بنیانگذار این آئین در عکا، اسرائیل، است. وقتی ایران در جریان جنگ ۱۲ روزهٔ امسال اقدام به پرتاب موشک به اسرائیل کرد، امانت گفت کارگران خارجی پروژه، از جمله هنرمندان صنعتگر ایتالیایی، ناچار به تخلیه محل شدند و این اتفاق، ساختوساز را برای مدت طولانی به تأخیر انداخت.
وقتی از او پرسیدیم اگر بتواند به کشور زادگاهش بازگردد، روز اولش در ایران چگونه خواهد بود، امانت لحظهای مکث کرد و سپس گفت: «باید ادای احترام کنم به مردمی که در تمام سالهایی که ایران نبودهام کشته شدهاند؛ کسانی که خودشان را برای آزادی این کشور فدا کردهاند».