نوروز ۱۴۰۵ در میان تکانههای جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران برای غمگینترین شرقیهای جهان از راه رسید.
صدای بمب و هراس انفجار، کشتگان جنگ که بر دوش قربانیان خشونتهای مرگبار سیاسی دیماه ۱۴۰۴ سنگینی میکردند، نوروزی در تعلیق را به تصویر میکشید که حاصل آن «بهار منتظر» بود.
با گوگوش
در این برنامه، گوگوش با ارسال پیامی کتبی، نوید «نوروزی واقعی» را از پس آنچه او کابوسی ۴۷ ساله نامید، داد.
مهمان قسمت اول برنامه، حمیدرضا جاودان بازیگر تئاتر ساکن فرانسه بود. او در حساب کاربری خود در شبکهٔ اجتماعی «فیسبوک» از کوچهای در خیابان بهار تهران نوشته بود و خانهای کوچک کنار خانهٔ ملکالشعرای بهار با برادری که حالا پیکر بیجانش زیر آوار ناشی از جنگ در همان خانه مانده است.
زیر آوار بهار
بازیگر نمایش داستان «دو مرد» به کارگردانی رضا علامهزاده، مرگ برادرش «محمد» در این جنگ را تنها یک تراژدی شخصی نمیبیند، بلکه آن را «قطرهای خون در برابر اقیانوس خونی» میداند که در جنگ و خشونت در جهان ریخته میشود.
به باور او جامعهٔ ایران به استیصال رسیده و همین باعث شده برخی به مداخلهٔ خارجی امید ببندند، اما این نگاهها اغلب سادهسازیِ خطرناک از واقعیت جنگ است. او مشکل اصلی را در نخواندن تاریخ، تفرقه و برچسبزدن میان ایرانیان میداند و میگوید، تنها راه، گفتوگو، همبستگی و عشق به ایران است.
«نعمت عشق» ضد زن بود
صادق نوجوکی دیگر مهمان برنامه نوروزی «بهار منتظر» با رجوع به آثار نوروزی اش از ترانه «شب عید» با کلام هدیه و صدای هایده یاد میکند و میگوید، موسیقی آن را با الهام از فضاهای ایرانی و حتی سازی مثل سُرنا ساخته است.
او در این میان با اشاره به جزییاتی از ترانه «نعمت عشق» با صدای گوگوش، این ترانه را کاری «ضد فمینیستی» مینامد و میگوید، با دیدگاه امروزش نسبت به زنان وشناخت مسایل آنان، هرگز چنین کاری را نمیساخت.
قهرمان و ضد قهرمان های ۱۴۰۴
در بخش دیگری از این برنامه، گلنار شهیار خواننده جوان موسیقی جاز که با ترانه «به مادرم بگویید دیگر دختر ندارد» که در جریان اعتراضهای ۱۴۰۱ گل کرد، با اشاره به خشونتهای مرگبار سیاسی دیماه ۱۴۰۴، می گوید، اعتراضهای موسوم به «زن،زندگی،آزادی» برای فضای ترانههای اعتراضی قهرمانهای ساده و زندگیمحور ساخت.
او معتقد است، اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴، قهرمان و ضدقهرمان را همزمان نشان میدهد و گاهی این مسئله باعث سوءاستفاده و جداسازی شده است.
خانم شهیار میگوید: جنگ و خشونت جاری فرصت بروز اعتراض هنری را گرفته و هنوز جامعه در پیدا کردن زبان مشترک برای بیان سوگ و خشم و امید درگیر است.
«توهم جمعی»
در بخش پایانی برنامه فیروزه خطیبی روزنامهنگار، نمایشنانهنویس و کارگردان تئاتر به بازسازی و حفظ هویت ایرانی زیر چترگاه نوروز گفت.
خانم خطیبی که پدرش پرویز خطیبی از پیشگامان طنز رسانهای، برنامهسازی رادیویی و نمایش و سینما در ایران است و مادرش زینت مؤدب از اولین زنان هنرپیشه سینما که در آثار اولیه سینمای ایران از اواخر دهه ۲۰ خورشیدی حضور پیدا کرد، خود را کنشگری ضد جنگ میداند و در تحلیلی از وضعیت امروز حاکم بر جامعه ایران میگوید.
ترسیم یک تصویر محدود یا اغراقشده از تمایلات مردم داخل ایران دربارهٔ جنگ، باعث شده است که افراد بر اساس اطلاعات ناقص یا تحریفشده قضاوت کنند و تضادهای فکری و رفتاری ایجاد شود.
او معتقد است: تبلیغات جنگ، مرز بین واقعیت و برداشت فردی را مبهم کرده و به یک «توهم جمعی» دامن زده است.
به باور نویسندهٔ نمایشنامهٔ «ماه در آینه»، در چنین فضایی، افرادی که مستقل و ضد جنگ هستند، با تمام نفرتشان از رژیم، ناخواسته تبدیل به دشمنی برای مسیر یا راهبرد دیگران میشوند، چون دیدگاه آنها با تصویر غالب و رسانهای جامعه خارج از کشور همخوانی ندارد.
اجرای رادیویی نمایشنامه تاریخی «طریقهٔ حکومتِ زمانخانِ بروجردی و سرگذشتِ آن ایام» نوشته میرزا آقا تبریزی با صداپیشگی حسن خیاطباشی هنرپیشه نقش ماندگار تلویزیونی «مهندس بیلی» و فیروزه خطیبی بخش دیگری از برنامه «بهار منتظر» بود.
این نمایشنامه طنز که دو قرن از نگارش آن میگذرد، روایتگر حکومت دوران قاجار، باجگیریها و فساد اخلاقی آن زمان در مسیر رسیدن به مشروطه را شرح میدهد.