آرایش نظامی آمریکا برای انجام درگیری احتمالی به ایران و برگزاری رزمایش نمادین مشترک جمهوری اسلامی ایران با روسیه، از احتمال وقوع جنگی خبر میدهد که سایهاش بر منطقه سنگینی میکند.
ارتش آمریکا در آمادهباش کامل است و نگاه بسیاری از ناظران به فرمان دونالد ترامپ، رئیسجمهور، این کشور دوخته شده است؛ حتی در میان ایرانیان نیز این روزها صفبندیهای تازهای شکل گرفته است، از مخالفان جنگ گرفته تا موافقان آن یا کسانی که از «مداخلهٔ بشردوستانه» صحبت میکنند.
با این حال، ابرهای تهدید بر فراز ایران مانع از ادامه گفتوگوهای دوجانبه تهران و واشینگتن نشده است.
در سوی دیگر ماجرا، بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور «فصل پایانی» جمهوری اسلامی را از پیش در ذهن خود طراحی کرده است؛ در حالی که در درون حاکمیت نیز جریانهایی وجود دارند که به پایان دیپلماتیک بحران و عبور از بنبست فعلی میاندیشند.
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، دامون گلریز، فارغالتحصیل رشتهٔ فیزیک مکانیک، مدرس دانشکده علمیـکاربردی لاهه و پژوهشگر گروه تحقیقاتی صلح بینالملل، عدالت و امنیت از هلند به همراه امین سوفیامهر، دانشآموختهٔ فلسفه، مطالعات خاورمیانه، زبان عربی و روابط بینالملل در کانادا این موضوع را به بحث گذاشتهایم.
صد سال استبداد یا ۱۰ سال هرجومرج؟
دامون گلریز با اشاره به آنچه بزرگترین آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ میخواند، شرایط را برای جمهوری اسلامی بسیار سخت ارزیابی کرده و می گوید اگر جنگی در بگیرد و در مرحلهٔ اول، اگر اهدافش صرفاً تخریب زیرساختهای موشکی، نظامی و هستهای باشد، در مرحلهٔ دوم، اگر خامنهای واکنش نشان بدهد، ممکن است زیرساختهای ایران را هدف قرار گیرد و این بسیار خانمانسوز خواهد بود.
به گفتهٔ آقای گلریز، این مسئله میتواند معادلهها را تغییر دهد و حتی منافع جمهوری اسلامی را برای بقای بیشتر حفظ کند.
دامون گلریز بهترین حالت در صورت چنین اتفاقی را وجود یک برنامهٔ راهبردی خروج از سوی آمریکا، اسرائیل و همپیمانان اروپایی آنها میداند، مانند آنچه در جریان جنگ جهانی دوم در حمله به ژاپن رخ داد و این کشور را از یک کشور استبدادی به دموکراسی لیبرال در قالب پادشاهی مشروطه تبدیل کرد.
این پژوهشگر صلح بینالملل معتقد است: چنین انگیزهای هماکنون در واشینگتن، تلآویو و اروپا دیده نمیشود و با توجه به ارادهٔ سیاسی تهران، ممکن است ایران وارد مرحلهٔ بیثباتی شود. او میگوید: ۱۰۰ سال استبداد از ۱۰ سال هرجومرج بهتر است.
دامون گلریز میگوید: جمهوری اسلامی با ساختار سرکوبش و تجربهای که از سرکوبهای گذشته به دست آورده است، بدون ضربهای تعیینکننده به رأس هرم قدرت و دستگاه سرکوب، دچار فروپاشی نخواهد شد.
آقای گلریز کیفیت، هدف، و پیامد حمله را مهم میداند و معتقد است: حملهای موفق خواهد بود که به حذف رأس فرماندهی، ایجاد شکاف در نیروهای سرکوب و فراهم شدن امکان کنش سیاسی برای مردم منجر شود.
دامون گلریز واکنش اسرائیل در جریان سکوب معترضان در دیماه ۱۴۰۴ را منفعلانه دانسته و میگوید: این واکنش نشان میدهد به رغم اینکه اسرائیل از تغییر رژیم در ایران استقبال میکند اما لزوماً به دنبال آن نیست.
با این حال او اعتقاد دارد، یک ایرانِ درگیر هرجومرج منافع راهبردی اسرائیل را بهتر تأمین میکند؛ چون یک جمهوری اسلامی ضعیفشده میتواند برای منافع اسرائیل بهتر باشد تا یک سامانهٔ حکومتی ناشناخته و بیثبات که معلوم نیست چه چیزی از دل آن بیرون بیاید.
آقای گلریز، منافع آمریکا و اسرائیل را هم در این باره متفاوت میداند و میگوید: هرجومرج در ایران برای آمریکا زیانبار است، چون آمریکا را درگیر منطقه میکند و مانع رقابت با چین و روسیه میشود. اما اسرائیل از آشوب در ایران ضرر کمتری میبیند.
این تحلیلگر معتقد است دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا در واکنشهای اخیر خود به ایران، بیشتر بر اساس منافع اسرائیل در منطقه عمل کرده تا منافع کلی آمریکا.
حمله مطلوب، جنگ داخلی نامطلوب
امین سوفیامهر، کارشناس روابط بینالملل، میگوید: حملهای منافع مردم ایران را تأمین میکند که با آن وحدت فرماندهی در جمهوری اسلامی از بین برود، مراکز سرکوب تضعیف شوند و خامنهای حذف شود.
به گفتهٔ آقای سوفیامهر، اگر حملهای نمادین مانند جنگ دوازده روزه اتفاق بیافتد، پیامدش فقط تشدید سرکوب و تداوم حکومت خواهد بود.
این کنشگر سیاسی پادشاهیخواه میگوید جمهوری اسلامی برای آمریکا مانند اسرائیل تهدیدی وجودی نیست.
او بر خلاف دامون گلریز، تجزیهٔ ایران یا بیثباتی شدید در ایران را مطلوب اسرائیل نمیداند و میگوید اسرائیل خواهان براندازی با ثبات جمهوری اسلامی است، اما به تنهایی، بدون کمک آمریکا توان نظامی لازم برای این کار را ندارد، در صورتی که آمریکا توان پیاده کردن نیرو در ایران را دارد اما اراده سیاسیاش را ندارد.
به گفتهٔ این تحلیلگر سیاسی، بهترین برنامه برای ایران حملهٔ همزمان آمریکا و اسرائیل به دستگاه سیاسی، نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی است که در آن نقطه، مردم ایران میتوانند از فرصت استفاده کرده و کار جمهوری اسلامی را تمام کنند.
دامون گلریز با تأکید بر اصل دفاع مشروع، حساب باز کردن روی نیروهای مردمی برای سقوط جمهوری اسلامی را رؤیافروشی خطرناک نامیده وآن را مقدمهای برای جنگ محتمل داخلی در ایران میداند.
با وجود این، آقای سوفیامهر با اشاره به موقعیت جغرافیایی تفکیکشده مانند سوریه برای جنگ داخلی میگوید در ایران چنین موقعیتی وجود ندارد.
چرا که به گفتهٔ او ارتش هست و جایگزینی به نام ولیعهد ایران وجود دارد؛ پس وقتی جمهوری اسلامی ضعیف شود و جانشین تثبیت شده باشد، بخشهایی از ارتش به مردم میپیوندند.
دامون گلریز میگوید اگر آمریکا برنامهٔ تغییر رژیم و پیادهکردن نظامیان در ایران بعد از بمباران را داشته باشد، ولیعهد ایران میتواند در صورت اجرای سیاستهای کثرتگرایانه و همکاری با نیروهای سیاسی، نقش مثبتی ایفا کند.
امین سوفیامهر معتقد است هیچ چیز بدتر از تداوم جمهوری اسلامی نیست و بدون حملهٔ نظامی وضعیت ایران از شرایط کنونی اش بدتر میشود.
او می گوید ایران دچار هرجومرج نمیشود. ایران دارای ارتش، دیوانسالاری و ولیعهد تثبیتشده است.
دامون گلریز اما ایران را در آستانهٔ فاجعهای بزرگ میداند و بر این باور است که حملهٔ نظامی تنها با هدف تغییر رژیم در ایران میتواند به نفع مردم تمام شود و در غیر این صورت اگر صرفاً با هدف تنفر از حکومت باشد، هرجو مرج را در پی خواهد داشت.