در حالی که تنگه هرمز، حیاتیترین نقطه جهان از نقطه نظر تأمین انرژی، در چند روز اخیر به یکی از نقاط تقاطع درگیری ایران و آمریکا تبدیل شده، عواقب اقتصادی اختلالی بزرگ در عرضه نفت و گاز نیز در گوشه و کنار دنیا خود را به رخ میکشد.
حدود یکپنجم نفت و گاز مصرفی جهان به طور معمول از این تنگه باریک میگذرد که خلیج فارس را به بازارهای جهانی پیوند میزند. اما در روزهای اخیر ترافیک نفتکشها در میانه نگرانیهای امنیتی و تهدیدها و گزارشهایی از احتمال مینگذاری این آبراهه توسط ایران بهشدت کند شده است.
بازار جهانی انرژی تا همین جا هم واکنش خود را به این رخدادها نشان داده: بهای نفت در روزهای گذشته تا ۱۲۰ دلار برای هر بشکه هم صعود کرد و بعد تا اندازهای فروکش کرد، اما بهای سوخت هواپیماها در حال حاضر دو برابر قیمتی است که در ماه ژانویه پرداخت میشد.
حال برای تحلیلگران این نوسانات در بازار انرژی این پرسش بنیادی را به وجود میآورد که آیا تهران میتواند از این نوسانات به عنوان اسلحهای استراتژیک بهره بگیرد یا در طرف مقابل آیا آمریکا و شرکایش میتوانند جلو این سناریو را بگیرند؟
ابزار نامتقارن ایران
برای تهران، هدف گرفتن جریان جهانی نفت و گاز از جمله معدود گزینههای استراتژیکی است که در برابر حریف قَدَری چون ایالات متحده در اختیار دارد.
خالد عظیم از شورای آتلانتیک در این باره میگوید: «ایران برای بقای خود مبارزه میکند. این کشور از آنجا که نمیتواند رو در روی آمریکا یا اسرائیل بایستد، به تاکتیکهای نامتقارن روی میآورد تا بتواند هزینههای درگیری را بالا ببرد.»
از آنجا که بخش بزرگی از تجارت جهانی انرژی تنها در چند نقطه معدود از آبهای بینالمللی متمرکز شده، میبینیم که حتی یک اختلال کوچک در تنگه هرمز میتواند اثراتی چشمگیر و بزرگ داشته باشد.
عظیم با اشاره به این که بازارهای تجاری غیر از انرژی تاکنون آرامش نسبی خود را حفظ کردهاند هشدار میدهد که واکنشی که تاکنون از بازار دیدهایم میتواند به دلیل دست کم گرفتن خطرات باشد.
او میگوید: «خطرات نامتقارن فراوانی هست که بازار هنوز در قیمتها لحاظ نکرده است.»
محاسبات واشینگتن: فشار بدون شوک
برای ایالات متحده، چالش کار در این است که میان رسیدن به اهداف نظامی خود و تلاش برای جلوگیری از وارد شدن شوک به بازار توازنی برقرار کند.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، وعده داده است که در صورت لزوم نفتکشها را برای گذر از تنگه هرمز اسکورت خواهند کرد، اما رسانهها از جمله رویترز گزارش کردهاند که نیروی دریایی آمریکا تاکنون به درخواست شرکتهای کشتیرانی برای اسکورت به دلیل خطر زیاد آن جواب رد داده است.
همزمان مقامهای عالیرتبه از کشورهای گروه هفت یا جی ۷ در حال رایزنی درباره آزاد کردن بخشی از ذخایر اضطراری نفت با هدف کاستن از شوک به بازار هستند.
به گفته ریچارد گُلدبرگ، عضو سابق شورای امنیت ملی در دولت ترامپ، استراتژی آمریکا در حال حاضر ترکیب ابزارهای بازار با اقدامات نظامی است: ترکیبی از ضمانت بیمه برای کشتیرانی، تشویق به حرکت نفتکشها و اسکورت نظامی در صورت لزوم.
به گفته او، هدف در نهایت این است که به جمهوری اسلامی «نشان دهیم که بستن جریان جهانی نفت با اقدامات مقابلهای چشمگیر روبهرو خواهد شد.» گلدبرگ تأکید میکند که هدف از تلاشها این است که از اثرات این اختلال کاسته شود، نه این که جایگزینی برای این کریدور عمده انرژی پیدا کرد.
به گفته سارا وَخشوری، مدیر شرکت اسویبی انرژی اینترنشنال، در حال حاضر بازار با خطری دوگانه روبهروست: زیرساختی که نفت بشکهای را تولید میکند و جریان این بشکهها تا رسیدن به دست مشتری. همزمان پالایشگاهها به عنوان اقدامی احتیاطی بسته شده، مخازن انبار نفت در حال پر شدن است و برخی از تولیدکنندگان همزمان با کاهش صادرات از تولید خود کاستهاند.
در این میان کمپانیهای حمل و نقل انرژی هم مشکلات خاص خود را دارند: بیمه بهتنهایی نمیتواند خدمه کشتیها را به سفر در منطقه جنگی ترغیب کند. طولانی شدن در تأخیر در تحویل کالا هم میتواند به نوبه خود تولیدکنندگان حاشیه خلیج فارس را وادار سازد که میلیونها بشکه را در انبار نگه دارند که این خود میتواند به بیثباتی بازار دامن بزند.
باید به خاطر داشت که تنگه هرمز مسیر عبور تقریبا ۲۰ درصد از گاز مایع مصرفی جهان نیز هست، بنابراین اختلال در این مسیر میتواند به زنجیره عرضه برق و مواد شیمیایی و کود لطمه بزند.
در این میان آسیا به عنوان بزرگترین واردکننده نفت خلیج فارس در معرض آسیب شدید است و اروپا هم که به گاز مایع و فراوردههای نفتی متکی است پس از زمستان که ذخایر گازش ته میکشد، در حالتی بهشدت آسیبپذیر است.
در حال حاضر شدت بحران به طول مدت اختلالات بستگی دارد. همه میتوانند وقفهای کوتاه را تحمل کنند، اما به عقیده تحلیلگران در واشینگتن، وقتی تنگه هرمز به مدت طولانی بسته بماند، بهای نفت ممکن است بالای صد دلار در هر بشکه بماند، تورم افزایش یابد و رشد اقتصادی پایین بیاید، و یا حتی در اقتصادهای آسیبپذیر به رکود دامن بزند.
حال مواجههای که در میدان جنگ شاهدش هستیم، در واقع آزمونی است برای سنجش میزان استحکام سیستم جهانی انرژی: ادامهٔ فشار از طرف ایران میتواند به بیثباتی بیشتر دامن بزند، و در مقابل اقدامات موثر از طرف آمریکا و متحدانش میتواند حد و حدود فشار بر بازار انرژی را آشکار کند.
فعلاً پرسش کلیدی این است: آیا تنگه هرمز میتواند باز بماند یا به کانون جنگی تازه در حوزه انرژی بدل خواهد شد؟