زمانی که دونالد ترامپ برای نخستین مراسم تحلیف خود در ژانویه ۲۰۱۷ وارد واشینگتن شد، برای اکثر مردم پایتخت و ایالات دیگر تا حد زیادی ناشناس بود؛ او تنها آوازهای به عنوان یک بازرگان موفق و میلیاردر و مجری برنامههای تلویزیونی داشت اما تنها نامزد برنده در انتخابات بود که بدون هیچ تجربهٔ پیشین در مناصب دولتی یا ارتش، رقیب وقت خود، هیلاری کلینتون، را شکست داده بود.
او زمانی که در هوای سرد ۲۰ ژانویه سال ۲۰۱۷ روی پلکان کنگره دست خود را به روی انجیل خانوادگی قرار داد و سوگند یاد کرد که تا جایی که در توان دارد از قانون اساسی آمریکا مراقبت کند، کسی نمیدانست که دورهٔ زمامداریش چگونه خواهد بود.
این بار اما او در شرایطی متفاوت به کاخ سفید بازگشته است؛ دیگر یک سیاستمدار باتجربه محسوب میشود.
دونالد ترامپ با تکیه به تجربه پیشین خود در چهار سالی که چهلوپنجمین رئیسجمهوری آمریکا بود، روز اول بهمن در جایگاه چهلوهفتمین رئیسجمهوری همراه با تیمی متفاوت به اتاق بیضی شکل که دفتر کار رؤسای جمهور در کاخ سفید است، وارد میشود.
چشمانداز سیاسی آمریکا در این چهار سال دگرگون شده؛ هر دو مجلسین سنا و نمایندگان دارای اکثریتی از جمهوریخواهانی است که تقریبا همه آنها برای مقامهای خود در کمیتهها و حفظ کرسیشان به دونالد ترامپ وابسته هستند، دیوان عالی و دادگاههای فدرال نیز در تمامی سطوحِ تعیینکننده با قضاتی پر شدهاند که محافظهکار بوده و ارزیابی میشود که حامی نظرات ترامپ و همفکران او باشند.
در سطح بینالملل نیز بسیاری از رهبران کشورها این بار تصور بهتری از او دارند. شماری از رهبران شناختهشدهٔ دنیا که هشت سال پیش با انتخاب ترامپ ابرو بالا انداخته بودند و یا در چهار سال اول رهبری او منتقدش بودند، حال یا صحنه قدرت را ترک کرده یا تمایل بیشتری برای همکاری با او دارند.
مراسم تحلیف دونالد ترامپ امسال نخستین آیین ادای سوگند یک رئیسجمهوری آمریکا با شرکت شماری از رهبران جهانی یا نمایندگان بلندپایه اعزامی از سوی آنهاست؛ از جمله چین که رقیب تجاری بزرگ آمریکاست، نماینده بلندپایه شی جین پینگ را در پی «گفتوگوی خوب» آقای شی با رئیسجمهور منتخب، راهی آمریکا کرده است.
در زیر از جمله با استناد به آسوشیتدپرس و شمار دیگری از رسانههای آمریکایی و بینالمللی، به چند تغییر عمده در جایگاه و وضعیت جاری دونالد ترامپ در مقایسه با شرایط هشت سال پیش او میپردازیم.
کولهباری از تجربه
دونالد ترامپ در نخستین دورهٔ کاریاش برای پیشبرد دستور کاری که تعیین کرده بود، با موانع زیادی روبهرو شد؛ کشمکشهای سیاسی داخلی آشفتگی را القا میکرد و دادگاههای آمریکا چوب لای چرخ حرکت او گذاشتند. حتی بسیاری از اعضای کابینه او پنهانی یا آشکارا در تلاش برای متوقف کردن ایدههای او بودند.
ترامپ با اشاره به بیتجربگی خود در صحنه سیاست در تلاش بود توضیح دهد که چرا افرادی را به سمتهایی منصوب کرده و سپس از آنها مأیوس شده است.
او چهار سال وقت صرف کرد تا یاد بگیرد که تصویب قوانین چگونه است، با رهبران جهان چگونه برخورد کند و چگونه قدرت دفتر خود را به حداکثر برساند.
او حال گفته است دیگر دارای «تجربه فوقالعاده» است و میتواند «کار بهتری ارائه کند»، و تأکید دارد که بر خلاف گذشته، «حالا دیگر افراد بزرگ، باهوشها، ضعیفها، ابلهها و احمقها را میشناسد».
ترامپ و متحدینش در چهار سالی که او از قدرت دور بود و بهویژه از زمانی که چشمانداز بازگشتش به صحنهٔ رقابت فراهم شد، آستینها را برای تنظیم دستور کار او در دوره جدید بالا زدند. این تلاش پس از نهایی شدن نامزدی او از سوی حزب جمهوریخواه و پس از پیروزیاش در انتخابات روز ۱۵ آبان امسال و شکست دادن کامالا هریس، با سرعت زیاد در جریان بود.
گروههای متحد او، مانند بنیاد هریتج و مؤسسهٔ «سیاست اول آمریکا» در دورهٔ اخیر مشغول نگارش پیشنویس صدها سند به عنوان خط مشی و دستورات اجرایی بودند تا رئیسجمهور منتخب از روز نخست کارش آنها را عملی کند.
خاموشی صدای منتقدین جمهوریخواه
پل رایان، رئیس مجلس نمایندگان، در هشت سال پیش هرچند همحزبی دونالد ترامپ بود که در انتخابات آن دوره هم از او حمایت کرد، اما بعداً رئیسجمهور را «یک خودشیفته خودکامه» نامید. رهبر وقت اکثریت سنا، میچ مککانل، دونالد ترامپ را «ابله، بدخلق، منفور» خطاب کرد. اما رایان در انتخابات ۲۰۱۸، که میاندورهای بود، نامزد نشد و مککانل ۸۲ ساله هم در انتخابات داخلی جمهوریخواهان دیگر نامزد رهبری همحزبیهایش نشد و جان تون جای او را گرفت.
دو چهرهٔ سرشناس جمهوریخواه که منتقد ترامپ بودند؛ میت رامنی، سناتور ایالت یوتا و لیز چنی، نماینده وایومینگ (دختر معاون رئیسجمهور اسبق) دیگر در صحنه نیستند.
ترامپ در صفحهٔ شطرنج جمهوریخواهان به گونهای تهاجمی مهرهها را چیده که نسل جدیدی از وفاداران به خود را به صف جلو آورده است، به گونهای که مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان، و سناتور جان تون، رهبر تازهٔ جمهوریخواهان در سنا هر دو واقف هستند که قدرتشان در ادامه کار کنگره تا حد زیادی به حمایت دونالد ترامپ وابسته است.
سناتور جیم بنکس که هشت سال پیش برای اولین بار وارد سنا شد، آن زمان به مخالفتهای جمهوریخواهان با ترامپ اشاره کرده بود اما حالا او گفته است ترامپ «به تنهایی حزب را تغییر داده است».
به گفته سناتور بنکس، رئیسجمهور منتخب «مدافع تیم است و ما همه از او پیروی میکنیم و برنامهای را تصویب میکنیم که مردم آمریکا با رأی دادن به ترامپ انتخاب کردند». سناتور بنکس هفته گذشته گفت: «تمامی اعضا، از جمله منتقدین گذشته، حمایت خود را از ترامپ، دستور کار و نامزدهای پیشنهادی او برای کابینه اعلام کردهاند».
مدیر قدرتمند و منضبط در کاخ سفید
دونالد ترامپ در دو سال اول کارزارش در دورهٔ قبلی شمار زیادی از مدیران کمپین خود را تغییر داد. کاخ سفید در دو سال اول ریاستجمهوری او نیز شاهد چهار رئیس دفتر بود که پشت سر هم عوض میشدند. آن دوره، کاخ سفید به غیبت و نزاع میان جناحهای رقیب آوازه یافته بود.
ترامپ در کارزار اخیر انتخاباتی متفاوت عمل کرد. او سوزی وایلز، مدیر کارکشتهٔ جمهوریخواه در ایالت محل زندگی خود، فلوریدا، را که به کار دلسوزانه شهرت دارد، مدیر کارزارش کرد. خانم وایلز از سوی دوست و دشمن به عنوان مدیری با بیشترین انضباط و عملکرد حرفهای تحسین شد. او اکنون رئیس کارکنان کاخ سفید در دورهٔ جدید است و گفته که افراد تکرو و هر کس دیگری را که به تکمیل مأموریت و اهداف لطمه بزنند، تحمل نخواهد کرد.
آغوش رهبران جهان به روی ترامپ باز است
آنگلا مرکل، صدراعظم سابق آلمان که دست ندادن ترامپ با او در دیداری در کاخ سفید یکی از رویدادهای جنجالی دورهٔ پیشین ریاستجمهوری دونالد ترامپ بود و یا آقای ترامپ در نشست ناتو در تلاش برای به گوشه راندن مرکل و سایر متحدین اروپایی او بود، بیش از سه سال است رهبری آلمان را بوسیده و کنار گذاشته است.
جاستین ترودو که در دورهٔ پیشین ریاستجمهوری ترامپ نخستوزیر کانادا بود، در پی دیدار جنجالی ماه گذشته در خانهٔ شخصی ترامپ بر سر بحث در زمینه تعرفه ۲۵ درصدی که آقای ترامپ مایل به برقراری در مورد محصولات کانادایی است، ناچار به کنارهگیری از رهبری حزب لیبرال شد و در آستانهٔ پایان دوران نخستوزیری خود قرار دارد. جانشین احتمالی او در نخستوزیری، پیر پولیویر، حامی دل خسته ترامپ است.
کییر استارمر از سوی حزب کارگر در بریتانیا به روی کار آمده اما سیاستمداران کارکشتهٔ بریتانیایی به دولت استارمر پیشنهاد کردهاند، دستکم در زمینه مقابله با جمهوری اسلامی ایران، از طرحهای ترامپ حمایت کند.
در فرانسه امانوئل مکرون هنوز سر کار است. دعوت او از دونالد ترامپ برای شرکت در مراسم بازگشایی کلیسای نتردام در دو ماه پیش نشان از تمایل او به داشتن رابطهٔ بهتر با رئیسجمهور منتخب آمریکا در دورهٔ جدید است.
جورجا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، همفکر دونالد ترامپ است و دو هفتهٔ پیش با او در خانهٔ شخصی رئیسجمهور منتخب دیدار کرد و صحنههای کمسابقهای از روابط گرم او با ایلان ماسک، مشاور ارشد ترامپ، هم ثبت شد.
دونالد ترامپ در کارزار انتخاباتیاش پیاپی از نخستوزیر مجارستان تقدیر میکرد و قدرت او را مثال میزد. ویکتور اوربان سال گذشته نیز که هنوز ترامپ تا پیروزی در انتخابات فاصله زیاد داشت، به دیدار او در اقامتگاه شخصیاش رفت و ترامپ در آن دیدار گفت: «حمایت از اساس خانواده، مبارزه با مهاجرت غیرقانونی و دفاع از حاکمیت ملتهامان زمینههای همکاری مشترک میان نیروهای محافظهکار اروپا و ایالات متحده است».
در آمریکای لاتین، خاویر میلی که به «ترامپ آرژانتین» شهرت دارد و در مدت کوتاه ریاستجمهوریاش توانسته است تورم کشورش را به طرزی خیرهکننده مهار کند، از دوستان نزدیک آمریکا در دورهٔ جدید خواهد بود. حضور ترامپ در کاخ سفید و «ترامپ آرژانتین» احتمال تقویت رهبران محافظهکار در سایر کشورهای آمریکای لاتین را بیشتر کرده است.
دونالد ترامپ در چهار سال پیش رو با ولادیمیر پوتین، شی جین پینگ و کیم جونگ اون در روسیه، چین و کره شمالی برای غلبه بر بحرانهای بزرگ سر و کار دارد اما هر سهٔ آنها را بسیار خوب میشناسد و روابط نزدیک شخصی با آنها برقرار کرده است.
در خاورمیانه، او متحد نزدیک محمد بنسلمان، ولیعهد و رهبر عملی عربستان، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و یک دوجین از رهبران کشورهای اسلامی و عربی است. هنوز به روی کار نیامده، نمایندگانش توانستهاند به جنگ اسرائیل با حزبالله در لبنان پایان داده و توافق آتشبس در جنگ غزه، هرچند لرزان، را نصیب جهانیان کنند.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در پایان دورهٔ پیشین دونالد ترامپ گفته بود او و سایر «قاتلین قاسم سلیمانی» «به زبالهدان تاریخ پیوستند». آقای ترامپ در حالی به قدرت بازگشته که جهان به فروپاشی اقتصادی ایران اذعان دارد و جو بایدن نیز در چند سخنرانی خود در آخرین روزهای کاریاش یادآوری کرد که حکومت خامنهای بهویژه به خاطر ضربات اسرائیل به ایران و نیابتیهای تهران در جنگهای دورهٔ اخیر در خاورمیانه و در نتیجه حمایت آمریکا از اسرائیل، به «ضعیفترین و شکنندهترین مقطع خود» سقوط کرده است.