لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ تهران ۱۵:۰۴

پاراگراف اول؛ «خیابان» در ایران و راهبرد «اقلیت حاکم» برای اعلام پیروزی

تصاحب خیابان برای جمهوری اسلامی، بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، بستری بود تا هم مشروعیت بگیرد و هم بر روایت معترضان و گروه مخالفی که صدای بلندتری در اعتراض‌ها داشت غلبه کند
تصاحب خیابان برای جمهوری اسلامی، بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، بستری بود تا هم مشروعیت بگیرد و هم بر روایت معترضان و گروه مخالفی که صدای بلندتری در اعتراض‌ها داشت غلبه کند

حکومت جمهوری اسلامی پیوند میدان، خیابان و دیپلماسی را عرصه یک نبرد برای جنگ ۴۰ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران عنوان می‌کند؛ جنگی که در ادبیات این روزهای نسل دوم و سوم حکمرانان نظام حاکم، «جنگ رمضان» نامیده می‌شود.

خیابان برای نسل تازه‌ای از حکمرانان جمهوری اسلامی، محل تقارن کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی با باورهای آیینی شیعی و عواطف ملی‌گرایانه است.

آیت‌الله علی خامنه‌ای پیش از کشته شدن در جنگ ۴۰ روزه گفته بود که مردم ایران «مبعوث» شده‌اند تا با حوادث پیش رو مقابله کنند.

به نظر می‌رسد این گفته‌ها برای کسانی که امروز قدرت را در جمهوری اسلامی در دست دارند، به یک الگوی راهبردی تبدیل شده است.

تعبیری که از دل اسلام سیاسی جمهوری اسلامی در هنگامهٔ جنگ علیه ایران، نوعی کنشگری سیاسی ـ ایدئولوژیک را برکشیده تا بدیلی بسازد برای مفهوم مدرن «انسجام ملی» در علوم سیاسی.

اما تصاحب خیابان برای جمهوری اسلامی، بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، بستری بود تا هم مشروعیت بگیرد و هم بر روایت معترضان و گروه مخالفی که صدای بلندتری در اعتراض‌ها داشت غلبه کند؛ با این انگاره که آن‌ها در زمان جنگ دیگر به خیابان بر نمی‌گردند.

«خیابان» کنونی که از درون جنگی بیرون آمده که پشتوانه آن اعتراض‌های خونین را با خود دارد، بیشتر جنب «میدانی‌»ست که منتقدانش بر این باورند که به مدد صداوسیمای انحصاری، تک‌صدایی شده و شاید تنها خاصیتش تأثیرگذاری بر دیپلماسی در بزنگاه‌هاست.

در این خیابان، حالا مرزها هم مقداری جابه‌جا شده‌اند و اصول‌گرایان تندرو از رواداری با زنان و دخترانی می‌گویند که شب‌ها در تجمع‌های خیابانی، بدون حجاب اجباری، پرچم ایران به دست دارند یا چفیه بر گردن انداخته‌اند.

آن‌ها حتی، تا جابه‌جا کردن خطوط امر به معروف و نهی از منکر هم رفته‌اند؛ موضوعاتی که به گمان کسانی که «سرنخ تجمع‌های خیابانی» را در دست دارند، می‌تواند بر «تاب‌آوری اجتماعی» اضافه کند.

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، شارمین میمندی‌نژاد، پژوهشگر علوم اجتماعی از نیویورک و آلان توفیقی، تحلیلگر سیاسی در پاریس، به مفهوم خیابان برای جمهوری اسلامی و اهمیت آن در الگوی رفتاری حکومت و مخالفانش پرداخته‌اند.

پاراگراف اول؛ «خیابان» در ایران و راهبرد «اقلیت حاکم» برای اعلام پیروزی
please wait

No media source currently available

0:00 0:54:59 0:00
لینک مستقیم

خیابان؛ الگوی حفظ وضعیت انقلابی

شارمین میمندی‌نژاد معتقد است که جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده تا آنچه این کنشگر مدنی «وضعیت انقلابی» می‌نامد را حفظ کند تا هیچ‌گاه به یک نظام تثبیت‌شده و متعارف تبدیل نشود.

به گفته او، جمهوری اسلامی از ابتدا خیابان را بخشی از بقای خود تعریف کرده و از سال ۱۳۵۷ به بعد، حضور خیابانی گروه‌هایی از شهروندان را در قالب راهپیمایی‌ها، تجمع‌ها و مناسبت‌های رسمی به ساختاری دائمی تبدیل کرده است.

آقای میمندی‌نژاد می‌گوید که الگوی انقلابی برآمده از ۵۷ و تلاش جمهوری اسلامی برای کنترل خیابان در رفتار بخشی از اپوزیسیون هم مؤثر واقع شده و این تصور را پدید آورده که یک حرکت خیابانی تدریجی می‌تواند به فروپاشی حکومت جمهوری اسلامی منجر شود.

«کنترل خیابان؛ صحنه‌آرایی سیاسی، روایت وحدت ملی»

آلان توفیقی نیز معتقد است که جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی که از دل یک انقلاب برآمده، «خیابان» را بخشی از وجود خود می‌داند و از همین رو حضور خیابانی برایش اهمیت حیاتی پیدا می‌کند.

آقای توفیقی عقب‌نشینی حکومت در برخی حوزه‌های اجتماعی از جمله مسئله حجاب اجباری را پیامد اعتراض‌های ۱۴۰۱ می‌داند و بر این عقیده است که حکومت که آن مقطع تا مرز فروپاشی پیش رفت، پس از جنگ تلاش کرده تا خیابان را به کنترل خود درآورد.

آلان توفیقی آنچه که «حضور سازمان‌یافته نیروهای حکومت در خیابان» می‌نامد، را صحنه‌آرایی سیاسی برای بازسازی نوعی روایت وحدت ملی می‌داند.

به گفته این عضو پیشین سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، این موضوع برآمده از ساختار ذاتاً متناقض جمهوری اسلامی است.

آقای توفیقی، مسئله ولایت فقیه را «خشت کجی» می‌داند که با جهان مدرن سازگار نیست و امکان اداره یک کشور در عصر حاضر را از بین می‌برد.

«جمهوری اسلامی؛ حکومت اقلیت پیروز»

شارمین میمندی‌نژاد، جمهوری اسلامی را نظامی «بسیار انعطاف‌پذیر» می‌داند که به گفتهٔ این کنشگر اجتماعی، همزمان می‌تواند بین روایت‌های متضاد از مقاومت و انقلاب تا مذاکره و تعامل حرکت کند.

او، این نوسان را عامل بقای جمهوری اسلامی دانسته و می‌گوید: جمهوری اسلامی هیچ‌گاه خود را به‌طور کامل در قالب یک حکومت تثبیت‌شده تعریف نکرده و همواره میان وضعیت انقلابی و نظم سیاسی با امکان تغییر جهت ناگهانی در نوسان است.

این بنیانگذار جمعیت منحل‌شدهٔ امداد دانشجویی-مردمی «امام علی» با تأکید بر غیر قابل پیش‌بینی بودن جمهوری اسلامی و رفت‌وآمد آن میان مفاهیمی چون مدنیت، سنت، حکومت نظامی،حکومت مدنی می‌گوید: جمهوری اسلامی بزرگ‌ترین تهدید خود را نه قدرت‌های خارجی، بلکه مردم ایران می‌داند.

به گفتهٔ او، نظام سیاسی ایران تکثر اجتماعی را به رسمیت نمی‌شناسد و هر صدای بیرون از گفتمان رسمی را تهدید تلقی می‌کند.

شارمین میمندی‌نژاد، اپوزیسیون جمهوری اسلامی را هم در آنچه روایت‌سازی برای حضور در خیابان می‌نامد، ناتوان دانسته و بر این باور است که اپوزیسیون برای شهروندان معترضی که برای حضور در خیابان و عبور از زندگی روزمره نیازمند نوعی افق معنایی‌اند، ضعیف عمل کرده است.

آقای میمندی‌نژاد از حرکت جامعه ایران به سمت نفرت، خشونت، تعلیق و فرسودگی ابراز نگرانی کرده و آن را زمینه‌ساز آنچه طالبانیزه شدن جامعه ایران می‌نامد دانسته و می‌گوید: در این وضعیت نهادهای اجتماعی ضعیف می‌شوند و خشونت سیاسی تقویت می‌شود.

با این حال، آلان توفیقی از تأثیر جنگ بر گروهی از شهروندان ایرانی می‌گوید که فارغ از انتقادهایی که به جمهوری اسلامی دارند، با تهدید موجودیت ایران در کنار حکومت ایستاده‌اند و حکومت از این احساس برای ایجاد آنچه که این تحلیلگر سیاسی «نمایش وحدت ملی» می‌نامد، استفاده کرده است.

آقای توفیقی با اشاره به تداوم اعدام‌ها، بازداشت‌ها، محدودیت‌های اجتماعی و فشار بر نهادهای مدنی، این همراهی را نشانهٔ «تغییر بنیادین در ساختار جمهوری اسلامی» ندانسته و معتقد است که جنگ فقط غبار موقتی بر واقعیت‌های جامعه ایران نشانده و حکومت پس از پایان بحران دوباره به «تنظیمات قبلی» خود بازخواهد گشت.

شارمین میمندی‌نژاد از این رو، جمهوری اسلامی را «حکومت اقلیت پیروز» می‌نامد که بقایش بیش از آن‌که مبتنی بر انسجام باشد، به گفته آقای میمندی‌نژاد، بر پایه نوعی «نابسامانی و تعلیق» استوار است.

او با اشاره به مفهوم تعلیق در سیاست خارجی، جنگ، دیپلماسی و در خیابان می‌گوید: در این میان ایران در حال فرسوده شدن است.

آلان توفیقی هم با تأکید بر خصلت رفت‌و برگشتی تحولات سیاسی، معتقد است: جامعه ایران در گذشته نیز دوره‌های رکود و سرکوب را پشت سر گذاشته و دوباره به صحنه بازگشته است.

او می‌گوید: اگر اپوزیسیون بتواند با خواسته‌های واقعی شهروندان معترض پیوند برقرار کند، امکان بازگشت دوباره جامعه به خیابان وجود دارد؛ خیابان مال اکثریت مردم است.

این مطلب بخشی از:
XS
SM
MD
LG