لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
جمعه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ تهران ۰۱:۰۹

پاراگراف اول؛ دوگانه‌ها در پرتو «ایستادن در سمت درست تاریخ»

«جمهوری اسلامی؛ آری یا نه؟» این شاید نخستین دوگانه‌ای بود که ایرانیان پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ با آن مواجه شدند. اما این آغاز ماجرا بود، نه پایان آن.

در سال‌های بعد، دوگانه‌های دیگری یکی پس از دیگری در فضای سیاسی و اجتماعی ایران شکل گرفتند: از «اصلاح‌طلب/اصول‌گرا» تا «تعامل با غرب/تقابل با غرب» و «مذاکره/جنگ».

به‌نظر می‌رسد فضای پس از انقلاب، بیش از آن‌که میدان تنوع و راه‌حل‌های میانه باشد، در قالب تقابل‌های دوقطبی صورت‌بندی شده است؛ جایی که اغلب، صداهای افراطی‌تر دست بالا را پیدا کرده‌اند و امکان شکل‌گیری گزینه‌های بینابینی محدود مانده است.

پس از اعتراض‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، رخدادی که با خشونت‌های سیاسی مرگبار همراه بود، این الگوی دوقطبی‌سازی بار دیگر، این‌بار در میان مخالفان جمهوری اسلامی خود را نشان داد. ورود واژه‌هایی چون «بی‌شرف»، «باشرف»، «وطن‌پرست» و «وطن‌فروش» در ادبیات عمومی، به شکاف‌هایی دامن زد که از آن می‌توان به‌عنوان یکی از عمیق‌ترین شکاف‌های سیاسی و اجتماعی در چهار دهه اخیر یاد کرد. هم‌زمان، تنش‌ها و درگیری‌های مرتبط با نقش اسرائیل و ایالات متحده آمریکا نیز بر این فضای دوقطبی افزود.

در این میان، حامیان حملهٔ نظامی با هدف پایان دادن به «استبداد دینی»، مخالفان جنگ را به همسویی با حکومت متهم می‌کنند؛ و در مقابل، مخالفان جنگ، هرگونه درخواست مداخلهٔ نظامی خارجی را «خیانت به تمامیت ارضی ایران» می‌دانند.

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، جلال ایجادی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه کنام و امین بزرگیان، نویسنده و پژوهشگر حوزه جنبش‌های اجتماعی و زندانی سیاسی پیشین هر دو از فرانسه، به دوگانه‌های سیاسی-اجتماعی در پرتو مفهوم «ایستادن در سمت درست تاریخ» پرداخته‌اند.

پاراگراف اول؛ دوگانه‌ها در پرتو «ایستادن در سمت درست تاریخ»
please wait

No media source currently available

0:00 0:55:00 0:00
لینک مستقیم

«سمت درست تاریخ» مفهومی تفسیربردار و ایدئولوژیک است

جلال ایجادی، استاد جامعه‌شناسی در فرانسه، استفادهٔ رایج برخی گروه‌های سیاسی از مفاهیمی مانند «سمت درست تاریخ» را با توجه به زمینه‌های تاریخی، ایدئولوژیک و اجتماعی، موجب ابهام و سوءبرداشت می‌داند.

آقای ایجادی به بررسی این دست مفاهیم دوگانه در نگاه اسلام‌گرایان تا جریان‌های دموکراسی‌خواه پرداخته و می‌گوید: چنین تعابیری اگر بدون دقت نظر به کار روند، می‌توانند به قطبی‌سازی و انسداد گفت‌وگو در جامعه منجر شوند.

او برای نمونه به کاربرد دوگانه‌هایی مانند «لیبرال»، «اصلاح طلب» یا «ضد لیبرال» اشاره کرده و می‌گوید: این برچسب‌های سیاسی در ایران به‌جای تحلیل دقیق، کارکرد طردکننده پیدا کرده‌اند و این امر به بسته شدن فضای گفت‌وگو کمک می‌کند.

«سمت درست تاریخ» بازماندهٔ ذهنیت اسطوره‌ای است

امین بزرگیان عبارت «سمت درست تاریخ» را مفهومی دارای سابقهٔ تاریخی در گفتمان‌های توتالیتر و به‌ویژه نازیسم توصیف می‌کند.

او با ارجاع به ارنست کاسیرر و کتاب «اسطوره دولت» او می‌گوید: در جهان مدرن، ذهنیت اسطوره‌ای از بین نرفته بلکه در قالب‌های جدید بازتولید شده است.

به گفته بزرگیان، فاشیسم نمونه‌ای بود که نشان داد چگونه در عصر عقلانیت هم الگوهای اسطوره‌ای می‌توانند دوباره فعال ‌شوند.

او، دوگانه‌هایی مانند «سمت درست/نادرست تاریخ» یا تقسیم‌بندی‌های «ساده‌ساز» را بازتاب همین ذهنیت اسطوره‌ای در سیاست مدرن می‌داند.

«دوگانه‌سازی اجتناب‌ناپذیر»

جلال ایجادی می‌گوید که نقد او بر «دوگانه‌سازی‌های متناظر به سمت درست تاریخ» متوجه ساده‌سازی‌های افراطی است، نه اصل طبقه‌بندی سیاسی.

به گفته او، تحلیل اجتماعی بدون مفاهیم کلی ممکن نیست اما این مفاهیم باید به واقعیت اجتماعی متصل باشند.

امین بزرگیان با ناکافی دانستن این استدلال، معتقد است که تقسیم‌بندی‌هایی مانند «اسلام‌گرایان» در برابر «دموکراسی‌خواهان»، عملاً پیچیدگی جامعه را حذف می‌کند و به ساده‌سازی خطرناکی می‌انجامد.

نسبت نیروهای سیاسی با جمهوری اسلامی

در ادامه بحث، یکی از محورهای اصلی اختلاف بروز کرد: نسبت نیروهای فکری و سیاسی با جمهوری اسلامی.

جلال ایجادی با اشاره به نسبت نیروهای فکری و سیاسی با جمهوری اسلامی، در انتقاد از جریان‌ چپ می‌گوید: بخشی از چپ‌ها و جریان‌های ضدغربی در عمل با جمهوری اسلامی هم‌پوشانی پیدا می‌کنند؛ به‌ویژه در ضدیت با آمریکا و نگاه ایدئولوژیک به جهان. این هم‌پوشانی‌ها ناشی از ساختارهای فکری مشابه و نوعی دشمن‌محوری مشترک است.

امین بزرگیان در نقد این تحلیل، آن را «تقلیل‌گرایانه» دانسته، می‌گوید: چنین نگاه‌هایی تنوع گسترده جریان‌های چپ را نادیده می‌گیرد و آن‌ها را در قالب دو یا سه برچسب کلی خلاصه می کند.

جنگ، دولت و مسئولیت تحلیلگر

امین بزرگیان با پرداختن به «نسبت جنگ و جمهوری اسلامی»، معتقد است که در شرایط جنگی، تحلیل باید واقعیت قدرت را در نظر بگیرد و نباید جامعه را از دولت جدا فرض کرد.

به گفتهٔ او، حمایت از جنگ یا ساختارهای مداخله‌گر خارجی، عملاً به تقویت نظم موجود در داخل منجر می‌شود.

جلال ایجادی در مقابل با معرفی آنچه ساختار ایدئولوژیک و تمامیت‌خواه جمهوری اسلامی به عنوان مسئول اصلی بحران‌های ایران، می‌گوید: نباید نقش قدرت‌های خارجی یا تحریم‌ها را در تحلیل به حاشیه برد.

به گفتهٔ این جامعه‌شناس، حفظ ایران بدون پایان دادن به نظام موجود امکان‌پذیر نیست، چرا که سازوکارهای این نظام در مسیر تخریب منابع، فرهنگ و آینده ایران عمل کرده‌اند.

نقش غرب و مفهوم دموکراسی

امین بزرگیان در ادامه با نقد نگاه جلال ایجادی به غرب، دموکراسی و جامعه مدنی در غرب را محصول مبارزه‌ نیروهای چپ و اجتماعی دانسته و نه «لطف دولت‌ها».

به باور آقای بزرگیان، بسیاری از آزادی‌های امروز در اروپا نتیجهٔ مبارزهٔ تاریخی است، نه ساختارهای قدرت.

اما جلال ایجادی در پاسخ، ضمن اشاره به وجود نقدهای جدی به غرب، می‌گوید: نظام‌های مردم‌سالار نسبت به نظام‌های تمامیت‌خواه امکان تغییر، نقد و کنش اجتماعی را فراهم می‌کنند. این تفاوت بنیادینی است که بر تمایز میان نظام‌های دموکراتیک و نظام‌هایی مانند جمهوری اسلامی تأکید می‌کند.

الگوی بدیل و راه سوم

جلال ایجادی با تأکید بر «جمهوری‌خواه» بودن خود، می‌گوید: الگوی مطلوبش، ترکیبی از جمهوریت و دموکراسی است که باید در برابر تمامیت‌خواهی دینی و ایدئولوژیک قرار گیرد.

امین بزرگیان با نقد این دیدگاه، معتقد است که وظیفه یک جامعه‌شناس ارائهٔ الگوی سیاسی نیست، بلکه نقد ساختارهای موجود است.

این مطلب بخشی از:

در همین زمینه

XS
SM
MD
LG