لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ تهران ۲۱:۲۸

لِگو، هیپ‌هاپ و هوش مصنوعی؛ ایران چگونه بر افکار عمومی غرب اثر می‌گذارد

حکومت ایران به‌طور فزاینده‌ای تبلیغات تولیدشده با هوش مصنوعی، عملیات سایبری، جنگ روانی و کارزارهای نفوذ را در قالب یک اکوسیستم دیجیتال پیچیده برای مخاطبان داخلی و خارجی در هم آمیخته است
حکومت ایران به‌طور فزاینده‌ای تبلیغات تولیدشده با هوش مصنوعی، عملیات سایبری، جنگ روانی و کارزارهای نفوذ را در قالب یک اکوسیستم دیجیتال پیچیده برای مخاطبان داخلی و خارجی در هم آمیخته است

جنگ ایران درس‌های تازه‌ای دربارهٔ نحوهٔ استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری در جنگ‌های مدرن و حکمرانی دولتی آشکار کرده است. حکومت ایران به‌طور فزاینده‌ای تبلیغات تولیدشده با هوش مصنوعی، عملیات سایبری، جنگ روانی و کارزارهای نفوذ را در قالب یک اکوسیستم دیجیتال پیچیده برای مخاطبان داخلی و خارجی در هم آمیخته است.

از ویدئوهای وایرال‌شده به سبک لگو و قطعات هیپ‌هاپ ساخته‌شده با هوش مصنوعی گرفته تا عملیات پنهانی در شبکه‌های اجتماعی و تصاویر جعلی میدان جنگ، تاکتیک‌های حکومت ایران برای نفوذ بیشتر به‌سرعت در حال تحول است و بیش از پیش مخاطبان غربی را هدف قرار می‌دهد.

رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی برای بررسی چگونگی استفادهٔ جمهوری اسلامی از هوش مصنوعی در تبلیغات و جنگ اطلاعاتی، با مکس لِسِر، تحلیلگر ارشد تهدیدهای نوظهور در مرکز نوآوری سایبری و فناوری بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، گفت‌وگو کرده است.

رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی: شما عملیات نفوذ ایران را از نزدیک دنبال کرده‌اید. ایران تا چه اندازه در فضای آنلاین پیشرفت کرده؟ آیا اکنون شاهد نخستین جنگ واقعی مبتنی بر هوش مصنوعی در جهان پیرامون ایران هستیم؟

مکس لسر: عملکرد ایران در عملیات نفوذ آنلاین به‌طور فزاینده‌ای پیچیده‌تر شده است. بدون تردید تغییر بزرگی رخ داده است. ویدئوهای لگویی مبتنی بر هوش مصنوعی احتمالاً یکی از موفق‌ترین تلاش‌های تبلیغاتی است که تاکنون دیده‌ام از سوی ایران برای هدف قرار دادن مخاطبان خارجی تولید شده باشد.

اما این فقط یکی از انواع عملیات نفوذ ایران است. آن‌ها برای مثال علیه کارزار انتخاباتی ترامپ پیش از انتخابات ۲۰۲۴ عملیات موفق هک و افشا انجام دادند و سابقه‌ای طولانی در عملیات نفوذ تهاجمی علیه مخاطبان خارجی دارند. بنابراین، به‌نظر من ویدئوهای لگویی ایران، که تبلیغات آشکار حکومت ایران هستند و نه یک تلاش پنهانی، از وایرال‌ترین و اثرگذارترین ویدئوهای تبلیغاتی ایرانی‌اند که تاکنون در اینترنت منتشر شده‌اند.

مکس لسر
مکس لسر

این‌که آیا این نخستین جنگ هوش مصنوعی است یا نه، شخصاً چنین نظری ندارم. در درگیری‌های قبلی، برای مثال در جریان جنگ ۱۲ روزه، ایران دیپ‌فیک تولید می‌کرد و آن‌ها را از طریق رسانه‌های دولتی و جاهای دیگر منتشر می‌کرد. اما بخش زیادی از آن بیشتر متوجه مخاطب داخلی بود و هدفش متقاعد کردن مردم داخل ایران دربارهٔ موفقیت‌های نظامی حکومت بود.

آن‌چه این مقطع را متمایز می‌کند این است که ایران سابقه‌ای طولانی در استفاده از هوش مصنوعی در عملیات نفوذ علیه مخاطبان خارجی دارد، اما فکر نمی‌کنم تا امروز در این زمینه چندان موفق نبود. اکنون موفق‌تر عمل می‌کند، چون دریافته که چگونه از هوش مصنوعی برای ارتباط با آمریکایی‌ها به شیوه‌ای استفاده کند که برای آن‌ها جذاب باشد؛ با استفاده از موسیقی هیپ‌هاپ و ویدئوهای لگویی. ظاهراً حتی آمریکایی‌های همدل با این محتوا به آن‌ها می‌گویند در ویدئوی بعدی چه چیزی قرار دهند.

لذا، این نخستین بار نیست که ایران از هوش مصنوعی در تبلیغات و عملیات نفوذ استفاده می‌کند و نخستین بار هم نیست که در زمان جنگ چنین کاری انجام می‌دهد. اما فکر می‌کنم نخستین بار است که استفادهٔ آن‌ها از هوش مصنوعی در عملیات نفوذ تا این اندازه سروصدا به‌پا کرده است.

آیا ایران از هوش مصنوعی عمدتاً برای انتشار تبلیغات استفاده می‌کند یا هدفش ایجاد عمدی سردرگمی و وحشت در غرب است؟ دقیقاً چه پیامی را می‌خواهند از طریق این کارزارها منتقل کنند؟

بخش بزرگی از این تلاش‌ها روایت‌سازی و ترویج این دیدگاه است که آمریکا کشوری امپریالیستی است و ایران خود را در حال مقاومت در برابر این سرکوب نشان می‌دهد. بخش زیادی از پیام‌ها تلاش می‌کند حکومت ایران و مبارزه‌اش علیه آمریکا را با موضوعات مورد حمایت جریان‌های مترقی در آمریکا همسو جلوه دهد. در یکی از ویدئوهای لگویی اخیر، مردی ایرانی را نشان می‌دادند که با یک لیبرال ضدترامپ در پورتلند صحبت می‌کند. آن‌ها همچنین به اعتراض‌های «جان سیاه‌پوستان مهم است» و تظاهرات ضدترامپ اشاره کردند.

بنابراین، پیام‌های زیادی طراحی شده تا برای گروه‌های خاصی در آمریکا جذاب باشد؛ افرادی که ضدجنگ و ضدترامپ هستند. جالب این‌که حتی از تصاویر رنگین‌کمانی استفاده می‌کردند، در حالی که ایران کشوری به‌شدت ضدهمجنس‌گرایان است. آن‌ها به‌صورت راهبردی از تصاویر و روایت‌هایی استفاده می‌کنند که تصور می‌کنند برای مخاطبان غربی جذاب است.

موضوع مهم دیگر اِپستین است. آن‌ها مرتب از نخبگان آمریکایی و اسرائیلی با عنوان «طبقهٔ اپستین» یاد می‌کنند و تلاش دارند خود را بخشی از یک جنبش مقاومت جهانی علیه نخبگان فاسد نشان دهند. باز هم، قدرتمندترین ابزار، داستان‌گویی است. این همان چیزی است که کلیک جذب می‌کند.

آن‌ها همچنین از ابزارهای هوش مصنوعی مانند «سورا» و دیگر پلتفرم‌های تولید ویدئو برای ساخت تصاویر جعلی از حملات یا دستکاری تصاویر استفاده می‌کنند. اما همهٔ این موارد الزاماً مستقیماً از سوی حکومت ایران هدایت نمی‌شود. گاهی بازیگران تجاری یا افراد همسو با حکومت برای جذب بازدید چنین محتوایی تولید می‌کنند. ممکن است فردی در پاکستان یا جنوب شرق آسیا باشد که برای جلب توجه، ویدئوهای جنجالی منتشر می‌کند.

ما حتی شبکه‌ای را شناسایی کردیم که خود را به‌جای حساب‌های دولتی کرهٔ شمالی، چین و روسیه جا زده بود و ادعا می‌کرد اگر آمریکا حمایت از اسرائیل علیه ایران را متوقف نکند، آن کشورها آمادهٔ حمله به آمریکا هستند. بنابراین، تاکتیک‌های گوناگونی در حال استفاده است.

آیا می‌دانیم چه کسانی در داخل ساختار حکومت ایران این کارزارها را اداره می‌کنند؟ و چه میزان از این فعالیت‌ها خودکار است؛ شامل ربات‌ها، اینفلوئنسرهای مصنوعی و حساب‌های ساخته‌شده با هوش مصنوعی؟

یکی از بازیگران مهم، بسیج است؛ نیروی شبه‌نظامی [زیرمجموعهٔ سپاه]. بسیج واحدهایی دارد که مشخصاً بر تبلیغات و عملیات روانی متمرکز هستند. بخش زیادی از این فعالیت‌ها داخلی است. بسیج از عملیات نفوذ به‌عنوان ابزاری برای کنترل داخلی جمعیت ایران استفاده می‌کند.

آن‌ها شبکه‌های اجتماعی ایرانی و همچنین پلتفرم‌های غربی مانند ایکس را با تبلیغات فارسی‌زبان برای ایرانیان و جامعهٔ مهاجر پر می‌کنند. ما در «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» صدها حساب از این نوع را مستند کرده‌ایم، هرچند باور داریم احتمالاً هزاران حساب در این فعالیت‌ها مشارکت دارند.

سپس واحدهای مختلفی در داخل سپاه پاسداران و همچنین وزارت اطلاعات ایران وجود دارند. همهٔ این گروه‌ها در عملیات نفوذ، حملات سایبری و جنگ اطلاعاتی دخیل بوده‌اند.

رسانهٔ دولتی ایران، صداوسیما، نیز با انتشار تبلیغات در داخل کشور که بعداً به خارج گسترش می‌یابد، نقش ایفا می‌کند. اما در عین حال، یک منطقهٔ خاکستری هم وجود دارد که در آن غیرنظامیان حامی حکومت به‌طور مستقل یا نیمه‌مستقل مشارکت می‌کنند. برای مثال، سازندگان ویدئوهای لگویی ابتدا هرگونه ارتباط با حکومت ایران را رد کردند، اما بعداً پذیرفتند که حکومت ایران یکی از مشتریان آن‌ها بوده است. آن‌چه همچنان روشن نیست این است که آیا آن‌ها مستقیماً از تهران دستور می‌گیرند یا صرفاً محتوایی تولید می‌کنند که بعداً از سوی حکومت پخش می‌شود.

با توجه به این توانایی‌ها، این‌که ایران بتواند همزمان از پهپادها، ابزارهای سایبری و تبلیغات مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کند تا چه اندازه خطرناک است؟

این موضوع خطرناک است، چون جنگ روانی نقش حیاتی دارد. حتی پیش از آن‌که ایران به کشتی‌رانی در تنگهٔ هرمز حمله کند، من پیش‌تر تبلیغاتی دربارهٔ آن دیده بودم. بخش زیادی از این اقدامات به تأثیر روانی و اختلال اقتصادی مربوط است. مردم نمی‌دانند آیا در امان هستند یا آسیب‌پذیر.

حکومت ایران می‌داند که نمی‌تواند در یک نبرد متعارف، آمریکا را از نظر نظامی شکست دهد. بنابراین، به‌دنبال برتری نامتقارن از طریق جنگ اطلاعاتی، حملات سایبری، تبلیغات و عملیات روانی است.

حملات سایبری نیز بخشی از این راهبرد است. ممکن است چند هدف آسیب‌پذیر در آمریکا را هدف قرار دهند و سپس با بزرگ‌نمایی ترس‌ها و هراس‌ها در فضای آنلاین این تصور را ایجاد کنند که همه در معرض خطر هستند. آن‌چه نگران‌کننده است این است که آن‌ها تا چه اندازه مؤثر با آمریکایی‌ها ارتباط برقرار می‌کنند، آن هم با استفاده از روایت‌هایی که از نظر احساسی اثرگذار است.

بسیاری از آمریکایی‌هایی که با این پیام‌ها همدلی می‌کنند، شاید به‌طور کامل درک نکنند که حکومت ایران تا چه اندازه سرکوبگر و خشن است. ایران زنان، همجنس‌گرایان و مخالفان سیاسی را سرکوب می‌کند. اما آن‌ها از صحبت دربارهٔ این واقعیت‌ها پرهیز می‌کنند و در عوض از روایت‌هایی استفاده می‌کنند که برای مخاطبان غربی جذاب باشد.

آیا ایالات متحده برای چنین جنگ روانی مبتنی بر هوش مصنوعی آماده است؟

نه. فکر نمی‌کنم. می‌توانید به ماجرای ویدئوهای لگویی نگاه کنید. واقعاً واکنش معناداری از سوی ایالات متحده دیده نشد. البته مشخص کردن این‌که واکنش مناسب چه باید باشد هم دشوار است. ما نمی‌توانیم به‌سادگی این ویدئوها را حذف کنیم. اینترنت آزاد و باز داریم و آزادی بیان نیز تحت حمایت قرار دارد.

حتی اگر این محتوا را از یک پلتفرم حذف کنید، در جای دیگری دوباره ظاهر خواهد شد؛ تلگرام یا پلتفرم‌های دیگری با نظارت کمتر. بنابراین، مسئله فقط حذف محتوا نیست. آمریکا باید مردم خود را دربارهٔ ماهیت حکومت ایران، نحوهٔ سرکوب مردم این کشور و استفادهٔ راهبردی‌اش از تبلیغات آگاه کند. در نهایت، همین موضوع باعث می‌شود مردم کمتر در برابر این کارزارها آسیب‌پذیر باشند.

این مطلب بخشی از:
XS
SM
MD
LG