موج تازهٔ اعتراضها در ایران که از هفتم دیماه با اعتراض بازاریان به نوسانهای قیمت دلار و اوضاع نابسامان اقتصادی و معیشتی آغاز شد، رفتهرفته تغییر جهت داد و بسیاری از نقاط ایران را درنوردید.
تا امروز تصویر دقیق و روشنی از جغرافیا، گروههای سنی و اجتماعی شرکتکننده در این اعتراضها در دست نیست، اما بسیاری آن را بهلحاظ زمانی و شکلی با اعتراضهای دیماه ۹۶ همتراز میگیرند.
برای اولینبار، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هم با انتشار پیامی کوتاه در شبکههای اجتماعی آشکارا از اعتراضها و معترضان ایرانی حمایت کرد. اما پیام آقای ترامپ سویهٔ تهدیدآمیزی هم داشت؛ او به جمهوری اسلامی هشدار داد که در صورت استفادهٔ حکومت از خشونت و سرکوب، برای یاری معترضان اقدام خواهد کرد.
رادیو فردا در تکشمارهای از برنامهٔ «پاراگراف اول»، با حضور نوید محبی، تحلیلگر مسائل سیاسی و عضو هیئتمدیرهٔ اتحادیهٔ ملی برای دموکراسی در ایران (نوفدی) از واشینگتن، و میثم بادامچی، دانشآموختهٔ فلسفهٔ سیاسی و نویسندهٔ کتاب «درآمدی بر فلسفهٔ سیاسی معاصر» از پراگ، به ترسیم چشمانداز اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ پرداخته است.
این میزگرد را میتوانید همینجا بشنوید، چکیدهای از آن را هم میتوانید در ادامه بخوانید.
نوید محبی در این گفتوگو، اعتراضهای اخیر را ادامهٔ روندی میداند که از دیماه ۹۶ آغاز شده است. او با اشاره به شکلگیری موج جدید اعتراضها در آذر و دیماه، یادآوری میکند که در دیماه ۹۶ نیز اعتراضهایی مشابه در همین بازهٔ زمانی رخ داد و از نگاه او، ریشهٔ تغییر گفتمان سیاسی در ایران به همان مقطع بازمیگردد.
آقای محبی تأکید میکند که اعتراضهای کنونی را نمیتوان پدیدهای جدا از خیزشهای گذشته دانست. بهگفتهٔ او، در هر مرحله از این اعتراضها، اقشار تازهای از جامعه وارد صحنه شدهاند و به مطالبات پیشین ابعاد جدیدی بخشیدهاند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی ایران، نقطهعطف این روند را شکلگیری شعارهایی میداند که برای نخستین بار کلیت جمهوری اسلامی را هدف قرار داد؛ از جمله شعار «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» که بهگفتهٔ او نشانهٔ یک تغییر گفتمانی بود و آثار آن تا امروز ادامه یافته است.
این عضو «نوفدی» معتقد است اگرچه هر بار یک مسئلهٔ مشخص ـ، از جمله مشکلات اقتصادی، جرقهٔ اعتراضها را میزند، اما مردم ایران به این جمعبندی رسیدهاند که ریشهٔ مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آنها به ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی بازمیگردد.
از نگاه نوید محبی، بازگشت معترضان به خیابان نشاندهندهٔ بیاعتمادی عمیق به توان یا ارادهٔ حکومت برای حل این مشکلات است. او پیشبینی میکند حتی اگر این دور از اعتراضها سرکوب و متوقف شود، در ماههای آینده موجهای اعتراضی تازهای شکل خواهد گرفت، چراکه جمهوری اسلامی هم در داخل و هم در عرصهٔ جهانی با فشارهای فزاینده روبهرو است و نمیتواند بدون مواجهه با اعتراضهای مردمی، به مسیر عادی خود ادامه دهد.
در مقابل، میثم بادامچی، ضمن پذیرش شباهتهایی میان وضعیت کنونی و سال ۹۶، بر وجود تفاوتهای مهم تأکید میکند.
او در عین حال، با بخشی از تحلیل نوید محبی اختلافنظر دارد و معتقد است تمرکز بیش از حد بر شعار «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» باعث میشود تکثر درون حاکمیت جمهوری اسلامی نادیده گرفته شود.
بهگفتهٔ آقای بادامچی، مسئلهٔ اصلی معترضان امروز بهطور مشخص نهاد ولایت فقیه و شخص آیتالله علی خامنهای است. او تأکید میکند که مردم بهوضوح دریافتهاند تا زمانی که این نهاد و این ساختار قدرت وجود دارد، امکان حل مشکلات اساسی کشور فراهم نخواهد شد.
از نظر او، ولایت فقیه نهادی تمامیتخواه است که مشروعیت خود را نه از رأی مردم بلکه از نوعی مشروعیت الهی میگیرد.
میثم بادامچی، با اشاره به عملکرد چهار دههای آیتالله خامنهای، میگوید او هیچ نشانهای از انعطافپذیری بروز نداده و همچنان همان الگوی گفتاری و رفتاری گذشته را تکرار میکند. بهباور او، مسئله تنها شخص رهبر جمهوری اسلامی نیست، بلکه خود نهاد ولایت فقیه بهعنوان یک ساختار موروثی و مطلقه ریشهٔ بحرانها است و تا زمانی که این نهاد پابرجاست، مشکلات پابرجا خواهند ماند.
او در ادامه به بحث پادشاهیخواهی نیز میپردازد و ضمن اذعان به وجود پایگاه اجتماعی هواداران شاهزاده رضا پهلوی، تأکید میکند که مزیت اصلی این جریان نسبت به جمهوریخواهان، برخورداری از رهبری مشخص است؛ امری که برای جنبشهای اجتماعی اهمیت دارد.
با این حال، آقای بادامچی هشدار میدهد که نمیتوان آیندهٔ ایران را بهطور کامل به پادشاهی تقلیل داد و پادشاهی مطلقه را نیز مدلی ناکارآمد برای ایران امروز میداند.
بهگفتهٔ او، نبود نقد جدی به دورهٔ رضاشاه و محمدرضاشاه پهلوی در بخشی از گفتمان پادشاهیخواهی، برای بسیاری از روشنفکران پرسشبرانگیز است.
این کارشناس سیاسی، همچنین بر اهمیت مسئلهٔ اقوام و لزوم شکلگیری یک گفتمان تکثرگرا تأکید میکند و معتقد است ایرانگرایی انحصارطلبانه میتواند باعث نگرانی اقوام مختلف از جمله کردها، عربها، بلوچها و آذریها شود و در این زمینه، جمهوریخواهان طی سالهای اخیر تلاش بیشتری برای نظریهپردازی دربارهٔ ایرانگرایی تکثرگرا داشتهاند.
از نگاه او، گذار موفق از وضعیت کنونی تنها در صورتی ممکن است که اجماعی گسترده بر سر عبور از نهاد ولایت فقیه شکل بگیرد؛ اجماعی که بدون مشارکت بخشی از نیروهای منتقد داخل نظام، از جمله اصلاحطلبان منتقد، تحقق نخواهد یافت.
در واکنش به این دیدگاه، نوید محبی بار دیگر تأکید میکند که بهنظر او، جامعهٔ ایران از دوگانهٔ اصلاحطلب و اصولگرا عبور کرده و این تقسیمبندی دیگر در شعارها و مطالبات مردم جایگاهی ندارد.
او در عین حال، به نقش شاهزاده رضا پهلوی در اعتراضهای اخیر اشاره میکند و میگوید اگرچه حمایت از او بهمعنای اجماع کامل بر سر بازگشت پادشاهی نیست، اما گستردگی و شفافیت شعارهای حمایتی نشان میدهد که او از پایگاه اجتماعی قابلتوجهی برخوردار است.
آقای محبی یادآوری میکند که خود شاهزاده رضا پهلوی نیز تأکید کرده نوع نظام آینده باید با رأی مردم تعیین شود.
نوید محبی در جمعبندی دیدگاه خود میگوید در ایران آینده، هیچ جریان یا فردی نباید از پیش حذف شود. از نظر او، گفتمانها از طریق انتخابات و رأی مردم کنار گذاشته یا انتخاب میشوند، نه از راه حذف سیاسی.
او تأکید میکند که نباید از شعارهای مردم هراس داشت و هر جریان سیاسی، اگر نگران قدرت گرفتن رقیب است، باید با تقویت پایگاه اجتماعی خود وارد رقابت شود. بهباور او، در نهایت این مردم ایران هستند که مسیر آینده و شکل نظام سیاسی را تعیین خواهند کرد.