اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ ایران در دوازدهمین روز خود وارد مرحلهٔ تازهای شده است. هجدهم دیماه جمعیت چشمگیری از معترضان در خیابانهای شهرهای بزرگ و کوچک به حرکت درآمدند و شعارهای ضد حکومتی سر دادند. بخشی از این شعارها علیه آیتالله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی و در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی بود.
حکومت در روزهای گذشته تلاش کرد با دو چهرهٔ متفاوت در برابر معترضان صفآرایی کند؛ با چهرهای رحمانی از دولت مسعود پزشکیان که بر گفتوگو با معترضان بدون نشانی دقیقی از آنها تأکید میکند و چهرهای قهار از شورای عالی امنیت ملی، قوه قضائیه، مجلس شورای اسلامی و نیروی انتظامی که با استناد به مواضع رهبر جمهوری اسلامی بر «برخورد قاطع و بدون مماشات» با معترضانی پافشاری میکند که آنها را «اغتشاشگر» مینامد.
اگر در «زن، زندگی، آزادی» از اعتراضهای بیسر یا بدون رهبر صحبت میشد، آیا این بار میتوان از شکلگیری رهبری برای اعتراضهای کنونی سخن گفت؟ و آیا معترضان، علاوه بر دانستن آنچه نمیخواهند، به درکی روشن از نظم مطلوب آینده رسیدهاند؟
در برنامهٔ «پاراگراف اول»، مهرداد درویشپور جامعهشناس ساکن سوئد و محمدرضا حیدری مؤسس کمپین سفارت سبز در نروژ به بحث در اینباره پرداختهاند.
مهرداد درویشپور معتقد است این روزهای ایران با روزهای منتهی به انقلاب بهمن ۱۳۵۷ شباهتهایی دارد. به گفتهٔ او، مهمترین شباهت، «ارادهٔ معطوف به تغییر» است؛ مردمی که چه در گذشته و چه امروز، بهدلیل گرانی، مشکلات معیشتی و نارضایتی از دیکتاتوری به خیابان آمدهاند و پیش از هر چیز خواهان برچیده شدن نظام حاکم هستند.
او تأکید کرد که هرچند جرقهٔ اعتراضها ممکن است متفاوت باشد، اما در هر دو دوره به سرعت به مخالفتی فراگیر با کل حکومت تبدیل شده است. آقای درویشپور میگوید: در هر دو مقطع، وجه سلبی اعتراضها بر وجه ایجابی غلبه داشته و مردم بیش از ارائهٔ برنامه و بدیل روشن، خواستار رهایی از حکومت بودهاند.
این جامعهشناس در عین حال تفاوت مهمی برای اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ قائل است و میگوید: در سال ۵۷، رهبری کاریزماتیک آیتالله خمینی توانست اجماعی گسترده ایجاد کند؛ اجماعی که به باور او امروز وجود ندارد و دامنهٔ اعتراضها نیز به گستردگی آن دوران نیست.
با توجه به خشم انباشتهٔ مردم، چهار خیزش سراسری از دی ۹۶ تاکنون، تضعیف حکومت و افزایش فشارهای بینالمللی، هنوز زود است که گفته شود اعتراضها به سطح سال ۵۷ میرسد یا نه، اما گسترش آنها دور از ذهن نیست و سرکوب مطلق نمیتواند این جنبش را خاموش کند.مهرداد درویشپور، جامعهشناس ساکن سوئد
به باور این تحلیلگر سیاسی، امروز عصر کاریزما به سر آمده است.
مهرداد درویشپور جامعهٔ کنونی ایران را جامعهای چندصدایی و متکثر میداند که تجربهٔ ۵۷ را پشت سر گذاشته و دیگر یکدست نیست. او در این میان به تفاوت گفتمان احزاب کردی که فراخوان اعتصاب عمومی دادهاند با شعارهایی که در برخی شهرها و تجمعها شنیده میشود، اشاره میکند.
آقای درویشپور میگوید با توجه به خشم انباشتهٔ مردم، چهار خیزش سراسری از دی ۹۶ تاکنون، تضعیف حکومت و افزایش فشارهای بینالمللی، هنوز زود است که گفته شود اعتراضها به سطح سال ۵۷ میرسد یا نه، اما گسترش آنها دور از ذهن نیست و سرکوب مطلق نمیتواند این جنبش را خاموش کند.
محمدرضا حیدری، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی در نروژ، برخلاف مهرداد درویشپور معتقد است که اینبار یک رهبری کاریزماتیک وجود دارد و گفت: «مردم در خیابان و بازار نام شاهزاده رضا پهلوی را با صدای بلند صدا میزنند»؛ واقعیتی که به گفتهٔ او موجب برآشفتگی حکومت و تشدید خشونت شده است.
آقای حیدری میگوید شاهزاده رضا پهلوی برای سلطنت نیامده، بلکه مسئولیت رهبری دوران گذار را پذیرفته و اعلام کرده است که نوع حکومت آینده در مجلس مؤسسان و با رأی مردم تعیین میشود. به باور او، جریانهایی که وجود این رهبری را انکار میکنند، از واقعیت داخل ایران عقب ماندهاند.
مهرداد درویشپور در پاسخ به گفتههای این دیپلمات پیشین مخالف جمهوری اسلامی، با اشاره به یک مقالهٔ پژوهشی میگوید بر اساس بررسی شعارها، بیشترین فراوانی مربوط به «مرگ بر دیکتاتور» بوده و پس از آن شعارهای معیشتی و سپس شعارهای حامی شاهزاده رضا پهلوی قرار داشته است. او گفت هرچند این آمار قطعی نیست، اما نشان میدهد جامعه با زبان واحد سخن نمیگوید.
به گفتهٔ این جامعهشناس، ممکن است در ادامه و در نبود یک جایگزین دموکراتیک نیرومند، گرایش به یک چهرهٔ مشخص تقویت شود اما تقلیل این تکثر به یک زبان واحد خلاف واقعیت است و چندصدایی بودن اعتراضها نقطهٔ قوت آنها به شمار میرود.
شاهزاده رضا پهلوی برای سلطنت نیامده، بلکه مسئولیت رهبری دوران گذار را پذیرفته و اعلام کرده است که نوع حکومت آینده در مجلس مؤسسان و با رأی مردم تعیین میشود.محمدرضا حیدری، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی
مهرداد درویشپور در پاسخ به این پرسش که آیا بازگشت سلطنت را محتمل میداند؟ میگوید هیچ احتمالی را نمیتوان مطلقاً منتفی دانست، زیرا جامعهای مستأصل ممکن است به هر بدیلی چنگ بزند.
به اعتقاد او، تکرار ۵۷ غیر ممکن است چرا که جامعهٔ امروز تجربهٔ استبداد دینی را پشت سر گذاشته و نسبت به تکصدایی حساستر است. از طرف دیگر این جامعهشناس میگوید، بخشی از جامعه هم با مداخلهٔ خارجی مخالف است، هم با جمهوری اسلامی و هم با بازگشت استبداد سلطنتی، و نادیده گرفتن این بخش سادهانگاری است.
محمدرضا حیدری در واکنش به صحبتهای مهرداد درویشپور، مقایسهٔ شاهزاده رضا پهلوی با آیتالله خمینی را نادرست میداند.
مؤسس «کمپین سفارت سبز» میگوید امروز بحث سلطنت نیست، بلکه عبور از جمهوری اسلامی مطرح است. به گفتهٔ او، شاهزاده رضا پهلوی مسئولیت رهبری دوران گذار را پذیرفته و بارها گفته است نوع حکومت با رأی مردم تعیین میشود، پس اگر جریانهای دیگر برنامه و چهرهای دارند، میتوانند در انتخابات آزاد رقابت کنند.
مهرداد درویشپور میگوید جوهرهٔ استبداد بر دوگانه «یا با من هستید یا با دشمن» استوار است، جامعهٔ ایران متشکل از جمهوریخواهان، لیبرالها، نیروهای ملی، گروههای قومی و جریانهای متنوع است که دشمن اصلیشان جمهوری اسلامی است، اما حذف هر کدام از این صداها به سود دموکراسی نیست.
به باور این جامعهشناس، باید به جای تخریب و حذف، به مدیریت اختلاف تن داد تا تجربههای پرهزینهٔ گذشته تکرار نشود.